معنی ضرب المثل ” دست از پا درازتر برگشتن “

**درک معنی و مفهوم ضربالمثل «دست از پا درازتر برگشتن»**
این ضربالمثل حال کسی را توصیف میکند که پس از یک تلاش سخت یا یک روز کاری طولانی، آنقدر خسته و بیحال است که دیگر رمقی برایش باقی نمانده است. در این حالت، فرد احساس میکند حتی کوچکترین کارها، مانند تکان دادن دست و پا، برایش بسیار دشوار و سنگین است.
**ریشه و داستان ضربالمثل:**
در گذشته، زمانی که وسایل حملونقل امروزی وجود نداشت، مردم مسافتهای طولانی را پیاده طی میکردند. تصور کنید شخصی پس از ساعتها راهپیمایی در یک جادهٔ سخت و ناهموار، به خانه بازمیگردد. در این شرایط، خستگی و فشار سفر بهحدی است که بدنش کاملاً بیحال و عضلاتش کوفته میشود. در این حالت، وقتی میخواهد روی زمین بنشیند یا دراز بکشد، به دلیل خستگی زیاد، احساس میکند که دستها و پاهایش برخلاف معمول، بسیار سنگین و دراز شدهاند و کنترل آنها برایش سخت است. از این تجربهٔ مشترک، این عبارت پدید آمد تا هرگونه خستگی مفرط و ناتوانی ناشی از کار یا تلاش زیاد را بهشکلی ملموس توصیف کند.
**کاربرد امروزی:**
امروزه از این ضربالمثل تنها برای مسافرتهای پیاده استفاده نمیشود، بلکه هر موقعیتی که باعث خستگی شدید جسمی یا حتی روحی شود را در برمیگیرد. برای مثال:
– یک کارگر بعد از یک روز کاری سخت و طاقتفرسا
– یک دانشآموز پس از امتحانات پایان ترم
– یا حتی کسی که پس از حل یک مشکل پیچیده، احساس فرسودگی میکند
میتواند با این عبارت حال خود را بیان کند. در حقیقت، این ضربالمثل نشاندهندهٔ حس درماندگی و فقدان کامل انرژی است.

در این نوشته، میخواهیم معنی و مفهوم اصلی این ضربالمثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با آرین لوتوس همراه باشید.
دست از پا درازتر برگشتن کنایه از چیست؟
1- این کنایه نشاندهنده زمانی است که فردی به شدت شرمنده و ناامید میشود، چون در کاری که فکر میکرد موفق میشود، شکست میخورد.
2- یعنی با امید موفقیت به سراغ کاری رفت، اما در نهایت ناکام ماند.
3- معمولاً وقتی از این ضربالمثل استفاده میکنند که کسی به دیگران قول موفقیت داده باشد، اما در عمل شکست بخورد. در این شرایط، دیگران با گفتن این جمله به او طعنه میزنند که: “چه شد که اینطور شد؟”
4- به عنوان مثال، دوستتان به شما میگوید که قصد دارد با شخصی شریک شود و یک کسبوکار بزرگ راه بیندازد. پس از مدتی، وقتی از اوضاعش جویا میشوید، میشنوید که کارش به هم ریخته، شریکش تمام پولها را برداشته و فرار کرده، و او اکنون دستخالی و دلسرد به دنبال شغل جدیدی میگردد.
5- در یک کلام، یعنی بینتیجه و ناامید بازگشتن.




























