معنی ضرب المثل ” شستم خبردار شد “

گاهی یک اتفاق ساده میتواند نشاندهنده یک حقیقت بزرگ باشد. ضربالمثل “شستم خبردار شد” یکی از همین موارد است.
این مثل زمانی به کار میرود که کسی بدون هیچ تلاشی و به صورت کاملاً تصادفی، از یک راز یا خبر مهم باخبر شود. درست مثل وقتی که کسی مشغول شستن ظرفهاست و ناگهان صحبتهای دیگران را میشنود و به رازی پی میبرد.
این اتفاق معمولاً در موقعیتهایی میافتد که فرد اصلاً قصد شنیدن یا جاسوسی ندارد، اما در حین انجام یک کار معمولی و روزمره، اطلاعاتی به او میرسد که نباید میرسید. در واقع، این فرد “شاهد تصادفی” ماجرا است.
به طور خلاصه، “شستم خبردار شد” یعنی:
* خبردار شدن بدون برنامهریزی قبلی
* باخبر شدن به صورت کاملاً اتفاقی
* دریافت اطلاعاتی که در حالت عادی نباید به فرد میرسید
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که گاهی حقایق در سادهترین و پیشپاافتادهترین لحظات زندگی خودشان را نشان میدهند.

در این نوشته، با مفهوم و معنای واقعی این ضربالمثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی شستم خبردار شد یعنی چه؟
۱- یعنی فهمیدم چه رازی میخواستند از من پنهان کنند.
۲- این ضربالمثل وقتی به کار میرود که کسانی بخواهند موضوعی را از دیگری مخفی نگه دارند و برای این کار نقشههای مختلفی میکشند. اما در نهایت همان کسی که قرار بوده چیزی نفهمد، از ماجرا باخبر میشود و این ضربالمثل در مورد او صدق میکند.
۳- یعنی از اخبار پنهانی و سری با خبر شدم؛ چه خودم برای فهمیدن آن تلاش کرده باشم و چه دیگران این خبرها را به من رسانده باشند.
۴- یعنی راز چیزی را فهمیدن و به آن پی بردن.
۵- گاهی خبرهای تازه و محرمانه از راههای مختلف به گوش کسی میرسد.
ریشه ضرب المثل
به قلاب ماهیگیری، “شست” میگویند. دلیل این نامگذاری به روش کار ماهیگیر برمیگردد. وقتی ماهیگیر قلاب را به داخل آب پرتاب میکند، معمولاً انگشت شست خود را روی قسمت بالایی قلاب قرار میدهد. زمانی که ماهی به قلاب برخورد میکند، برای آزاد کردن خود شروع به جنب و جوش و حرکت میکند. این حرکت باعث لرزش قلاب میشود و ماهیگیر از طریق انگشت شستش این لرزش را حس میکند.
ریشه این اصطلاح از همین تجربه ماهیگیری گرفته شده است.




























