معنی ضرب المثل ” مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد ” + داستان

معنی و مفهوم این ضرب‌المثل:

وقتی کسی یک بار تجربهٔ تلخ و آسیب‌زننده‌ای داشته باشد، تا آخر عمر حتی از چیزهای بی‌ضرر و بی‌آزاری که شبیه به آن مشکل هستند، می‌ترسد و فرار می‌کند.

**داستان کوتاه برای درک بهتر:**

روزی بود و روزگاری، مردی در روستایی زندگی می‌کرد. یک روز که در بیابان راه می‌رفت، ناگهان یک مار سمی او را نیش زد. درد شدیدی تمام وجودش را گرفت و به سختی خودش را به درمانگاه رساند و جان سالم به در برد.

از آن روز به بعد، آن مرد همیشه در حالتی از ترس و نگرانی به سر می‌برد. یک روز که در خانه نشسته بود، ناگهان چشمش به یک ریسمان افتاد که نیمی از آن سیاه و نیمی دیگر سفید بود و از پشت پنجره آویزان بود.

او در یک نگاه، آن ریسمان بی‌آزار را با مار اشتباه گرفت. قلبش به تپش افتاد، رنگ از صورتش پرید و با فریاد شروع به دویدن کرد. همسایه‌ها که علت این ترس را پرسیدند، او گفت: “من که مار گزیده شده‌ام، از ریسمان سیاه و سفید هم می‌ترسم!”

این داستان نشان می‌دهد که یک آسیب و ترس بزرگ، چگونه می‌تواند ذهن یک نفر را تا این حد تحت تأثیر قرار دهد که حتی از چیزهای بی‌خطر هم بترسد.

معانی ضرب المثل مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد

در این نوشته، به داستان و معنای ضرب‌المثل معروف ایرانی «مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد» می‌پردازیم که از کتاب نگارش پایه ششم انتخاب شده است. در ادامه با ما همراه باشید.

معانی ضرب المثل مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد

۱. وقتی کسی در انجام کاری نتیجه‌ی ناخوشایندی می‌بیند، برای مدتی طولانی نسبت به همه‌ی جنبه‌های مرتبط با آن کار، بدبین می‌شود و سعی می‌کند با دقت و احتیاط بیشتری رفتار کند.

۲. برخی رویدادهای ناگوار آن‌قدر اثر عمیقی در ذهن به جا می‌گذارند که حتی پس از سال‌ها از خاطر نمی‌روند. این خاطره‌ها باعث می‌شوند در موقعیت‌های مشابه، رفتار ما تغییر کند و با هوشیاری بیشتری عمل کنیم.

۳. کسی که از انجام کاری آسیب دیده باشد، همواره از تکرار آن می‌ترسد و احساس ناامنی می‌کند.

۴. فردی که صدمه دیده است، معمولاً در شرایط مشابه مضطرب و هراسان می‌شود.

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد

این ضرب‌المثل وقتی به کار می‌رود که کسی در گذشته از یک موقعیت یا یک کار، آسیب دیده باشد. آن تجربهٔ ناخوشایند باعث می‌شود که آن شخص در کارهایش بسیار محتاط شود. او دیگر به راحتی ریسک نمی‌کند و حتی از چیزهای بی‌خطری که آن خاطرهٔ تلخ را برایش زنده می‌کنند، هم می‌ترسد. گذشت زمان هم معمولاً این ترس و احتیاط را از بین نمی‌برد. در چنین شرایطی است که دیگران در توصیف او می‌گویند: “مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد.”

ایموجی این ضرب المثل 🐍😫🧶⚫⚪😨

کسی که قبلاً توسط مار گزیده شده، حتی از یک طناب بی‌آزار نیز می‌ترسد.

معادل انگلیسی این ضرب‌المثل این است:
A burnt child dreads the fire

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد

داستان در مورد ضرب المثل

در افسانه‌های قدیمی آمده که روزی دسته‌ای از موش‌ها به خانه‌ای هجوم بردند. گربه‌ای که در آن حوالی بود، آنان را دید و به خانه رفت. گربه شروع به شکار موش‌ها کرد و تعداد زیادی از آنان را از بین برد. خبر این رویداد تلخ و کشتار بی‌امان در بین موش‌ها پیچید و همه را ترساند. آن‌ها به سرعت یکدیگر را در جریان گذاشتند و برای نجات خود، به سوراخ‌هایشان پناه بردند.

گربه که دید موش‌ها پنهان شده‌اند، نقشه‌ای کشید تا با فریب آنان را از مخفیگاه بیرون بکشد. پس از دیوار بالا رفت، خود را از یک میخ آویزان کرد و تظاهر به مردن نمود. اما یکی از موش‌ها که باهوش‌تر از دیگران بود، از دور گربه را زیر نظر گرفت و فهمید که او در حال نقشه‌ریزی است. آن موش رو به گربه کرد و گفت: “این کار تو بی‌فایده است. من حتی از مرده تو هم فاصله می‌گیرم.” موشی که از چنگال گربه نجات پیدا کرده، حتی از جسد او هم می‌ترسد!

♦ حالا داستان مارگزیده درباره مردی است که یک بار ماری او را نیش زده بود. پس از آن اتفاق، هر وقت ریسمانی می‌دید، از ترس فریاد می‌زد: مار! مار! به این ترتیب، ضرب‌المثل “مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد” میان مردم رواج یافت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن