معنی ضرب المثل ” گربه دستش به گوشت نمی رسه میگه بو میده ” + داستان

گاهی یک گربه گرسنه، گوشتی را میبیند اما نمیتواند به آن برسد. این صحنهی ساده، اساس یک ضربالمثل قدیمی شده است: “گربه دستش به گوشت نمیرسه”.
این مثل زمانی به کار میرود که شخصی چیزی را بسیار دوست دارد و آرزوی رسیدن به آن را دارد، اما به دلایلی نمیتواند به خواستهاش برسد. در این شرایط، فرد مانند همان گربه است که گوشت را میبیند و بو میکشد، اما یک مانع —مثلاً یک پنجره یا فاصله— باعث میشود نتواند به آنچه میخواهد دست پیدا کند.
این ضربالمثل حالتی از ناکامی و حسرت را توصیف میکند؛ وقتی چیزی در جلوی چشمان شماست، اما شرایط اجازهی داشتن آن را به شما نمیدهد.

در این نوشته، میخواهیم مفهوم واقعی یکی از ضربالمثلهای کهن و پرمعنی ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با آرین لوتوس همراه باشید.
معنی ضرب المثل گربه دستش به گوشت نمی رسه میگه بو میده
1- این مثل در مورد کسی به کار میرود که چیزی در زندگی ندارد و برای توجیه این کمبود، به جای قبول واقعیت، ادعا میکند که اساساً به آن چیز علاقهای نداشته و حتی آن را ناپسند میداند.
2- یعنی فردی که در انجام کاری ناتوان یا ناموفق است، به جای تلاش بیشتر، دیگران را نیز از انجام آن کار بازمیدارد.
3- این ضربالمثل زمانی استفاده میشود که شخصی خودش به جایگاه و موفقیت خاصی نرسیده، اما اگر ببیند دیگری در حال رسیدن به آن است، با ایجاد ناامیدی و بزرگ کردن مشکلات، سعی میکند او را دلسرد کند.
4- این عبارت برای افرادی است که به دلیل ناتوانی خود در انجام یک کار، میکوشند دیگران را نیز از انجام آن منصرف کنند.
5- منظور، پیدا کردن عیب در چیزی است که در واقعیت هیچ نقصی ندارد.
6- وقتی کسی نمیتواند کاری را انجام دهد یا به چیزی دست پیدا کند، شروع به بدگویی و عیبجویی از آن میکند تا ناتوانی خود را پنهان کند.
داستان ضرب المثل گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده
یک روز، قصاب محله، تکه گوشت تازهای را در جلوی مغازهاش آویزان کرد. وقتی او برای کاری به مغازه کناری رفت، گربهای که از دور همه چیز را نگاه میکرد و هوس گوشت به سرش زده بود، آرام و بیصدا خودش را به مغازه رساند. اما گوشت بالاتر از آن بود که بتواند به آن برسد.
گربه تختهای را که قصاب روی آن گوشت میبرید، دید و سعی کرد از آن به عنوان پله استفاده کند. اما تخته به خاطر چربی گوشت لیز بود و گربه به زمین افتاد. چند بار تلاش کرد ولی هر بار نتیجهای نگرفت. در همین موقع قصاب را در حال برگشت دید و مجبور شد فرار کند.
گربه که نتوانسته بود به خواستهاش برسد، برای اینکه شکستش را پنهان کند و آبروداری کند، دستش را جلوی بینیاش گرفت و گفت: “پیف پیف، این گوشت بو میدهد!”
از آن به بعد، هر وقت کسی از عهده انجام کاری برنمیآید و به جای اعتراف به ناتوانی، از آن بدگویی میکند، دیگران این ضربالمثل را برایش به کار میبرند.
پیشنهادی: ضربالمثل بیشتری بخوانید
اختصاصی-آرین لوتوس




























