معنی ضرب المثل” یک بام و دو هوا “

حتماً برای شما هم پیش آمده که در موقعیتی قرار بگیرید که یک قانون یا رفتار برای دو نفر، به دو شکل کاملاً متفاوت اجرا شود. این دقیقاً همان اتفاقی است که مفهوم ضربالمثل “یک بام و دو هوا” آن را به زیبایی نشان میدهد.
تصور کنید روی یک پشتبام باشید. این بام، یک چیز بیشتر نیست، اما هوای بالای آن میتواند برای افراد مختلف، کاملاً فرق کند. یعنی ممکن است برای یک نفر آفتابی و مطبوع باشد، اما برای نفر دیگر ابری و طوفانی.
این ضربالمثل در واقع به شرایطی اشاره دارد که در آن بیعدالتی و تبعیض وجود دارد. وقتی برای افراد یکسان، در یک موقعیت یکسان، معیارها و برخوردهای متفاوتی وجود داشته باشد، میگویند این کار مثل “یک بام و دو هوا” است.
مثلاً در یک خانواده، اگر کاری از سوی یک فرزند مورد تشویق قرار گیرد، اما همان کار از سوی فرزند دیگر با سرزنش روبهرو شود، این یک نمونه بارز از “یک بام و دو هوا” است. یا در محیط کار، وقتی یک قانون فقط برای برخی از کارمندان به صورت سختگیرانه اجرا شود، اما برای برخی دیگر نادیده گرفته شود.
به طور خلاصه، این ضربالمثل بیانگر تبعیض و نداشتن انصاف در قضاوت و رفتار است و زمانی به کار میرود که در یک شرایط واحد، با افراد به شکلی ناعادلانه و متفاوت برخورد شود.

در این نوشته، میخواهیم ببینیم این ضربالمثل کهن ایرانی چه معنایی دارد و از کجا آمده است. در ادامه با ما همراه باشید تا با هم به بررسی این عبارت بپردازیم.
معنی یک بام و دو هوا چیست؟
یعنی در یک موقعیت مشابه، با افراد مختلف به شکل متفاوتی رفتار شود. در حقیقت این ضرب المثل نشان دهنده تبعیض و ناعادلانه رفتار کردن است.
مثلاً در یک خانواده، وقتی دختر از مادرش یک لیوان آب درخواست میکند، مادر برایش آب میآورد. اما اگر در همان لحظه پسر خانواده نیز لیوان آبی از مادر بخواهد و مادر برایش نیاورد، پسر میتواند این ضرب المثل را به کار ببرد. معنای حرفش این است که: هر دوی ما تقریباً در یک زمان آب خواستیم، اما تو حرف او را قبول کردی و درخواست مرا نادیده گرفتی. پس بین ما فرق گذاشتی. 😐
ریشه ضرب المثل
یک پیرزن به همراه پسر و عروسش و همچنین دختر و دامادش در یک خانه زندگی میکردند. یک شب تابستانی که هوا بسیار گرم بود، همه برای خواب به پشت بام رفتند. در یک سمت بام، داماد و دختر پیرزن خوابیده بودند و در سمت دیگر، پسر پیرزن و عروسش.
پیرزن متوجه شد که پسر و عروسش چسبیده به هم خوابیدهاند. آنها را بیدار کرد و گفت: «هوا این قدر گرم است، خوب نیست این قدر به هم نزدیک باشید. از هم فاصله بگیرید!»
سپس نگاهش به دختر و دامادش افتاد که با فاصله از هم خوابیده بودند. به آنها گفت: «هوا این قدر سرد است! چرا از هم دور خوابیدهاید؟ بروید کنار هم!»
عروس که این حرفهای ناهماهنگ را شنید، از جا بلند شد و گفت:
قربون برم خدا را یک بام و دو هوا را
یک بر بام سرما را یک بر بام گرما را
از آن زمان، این سخن به صورت یک ضربالمثل درآمد و میان مردم رواج پیدا کرد.
گاهی نیز این گونه نقل میشود:
قربون برم خدا را یک بام و دو هوا را
یک بر بوم زمستون یک بر بوم تابستون




























