معنی کلمه Die به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word die
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Die به فارسی با مثالهای کاربردی
فعل “die” در زبان انگلیسی برای مواقعی به کار میرود که یک شخص یا یک چیز، دیگر زنده نباشد یا فعالیتش متوقف شده باشد. این واژه بسیار پرکاربرد و رایج است. در ادامه، چند مثال از نحوهٔ استفاده از این کلمه را مشاهده میکنید.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| die
مردن |
died
درگذشت |
died
درگذشته |
پس از فوت پدر خانواده، دان مجبور شد شغل بهتری پیدا کند تا بتواند هزینههای خانواده را تأمین کند.
اگر به سلامتی خودت توجه نکنی، ممکن است خیلی زود از دنیا بروی.
پرینس، خواننده و موزیسین مشهور، در سال ۲۰۱۶ فوت کرد.
همه از شنیدن خبر درگذشت او ناراحت شدند.
اگر به گیاه آب ندهید، خشک میشود و از بین میرود.
مرگ سرانجام برای همه اتفاق میافتد.
باتری ماشینم تمام شد.
باتری گوشیام در حال اتمام است.
گوشیام همین الان خاموش شد.
کلمه “die” گاهی در موقعیتهایی به کار میرود که مربوط به مرگ واقعی نیست، اما نشاندهنده شرایط سخت یا نامطلوب است:
داشتم از تشنگی میمردم (خیلی تشنه بودم).
اون سگ شدیداً محتاج توجه است.
ساندرا میگوید اگر در امتحانش موفق نشود، غصهاش میکشد.
ما خیلی مشتاقیم بدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد (مثلاً در فیلم، سریال، کتاب یا زندگی واقعی).
وقتی آن خبر را شنیدم، شوکه شدم.
بعضی بخشهای صنعت فروشگاهداری به تدریج در حال از بین رفتن هستند، چون با رقابت شرکتهایی مثل آمازون روبرو شدهاند.
صنعت زغالسنگ یک صنعت رو به نابودی است، چون دیگر نمیتواند با انرژیهای خورشیدی و بادی رقابت کند. (در این جمله “dying” به صورت صفت به کار رفته است.)
این فوقالعاده است! (این یک اصطلاح رایج است و به معنای “آنقدر خوب است که آدم میخواهد برایش بمیرد”. مثلاً: این پیتزا واقعاً عالی است!)
احساس میکنم به بهشت رفتهام (یعنی در این موقعیت بسیار خوشحالم).
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.














































