معنی کلمه Direction به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word direction
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Direction به فارسی با مثالهای کاربردی
جهت، به اطلاعاتی گفته میشود که یک نفر برای کمک به دیگری در پیدا کردن یک مکان یا مسیر ارائه میدهد. این واژه معمولاً به صورت جمع به کار میرود.
من در یک پمپ بنزین توقف کردم تا راهنمایی بگیرم.
ما راهنماییهای خوبی دریافت کردیم و به مقصد رسیدیم.
میتوانید با استفاده از تلفن همراهتان، مسیر یک محل را پیدا کنید.
اگر نمیدانید چطور به جایی بروید، میتوانید از کسی راهنمایی بخواهید.
ببخشید، من به راهنمایی برای رسیدن به موزه نیاز دارم.
میشه لطفاً راهنماییم کنید؟
آیا ما داریم در مسیر درست حرکت میکنیم؟
باید توقف کنیم و راهنمایی بگیریم.
واژهٔ “direction” همچنین حرکت یا موقعیت به سمت جنوب، شمال، شرق یا غرب یا ترکیبی از این چهار جهت اصلی را نشان میدهد.
ما در مسیر شمالی در حال حرکت هستیم.
باید در چه جهتی حرکت کنیم؟
آنها در مسیر اشتباهی راه رفتند. به جای حرکت به سمت شمال، به سمت جنوب رفتند.
این کلمه همچنین برای اشاره به دستورالعملها یا روشهای انجام یک کار نیز استفاده میشود:
لازم است که دستورالعملها را دنبال کنید.
او در رعایت دستورالعملها خیلی خوب نیست.
ما دستورالعملهای مربوط به سرهمکردن دوچرخه را انجام دادیم.
Ikea به مشتریانش راهنمای سرهمکردن مبلمان خریداری شده از فروشگاه را میدهد.
سرپرست به کارمندانش دستورالعمل داد.
اگر دستورات رئیستان را اجرا نکنید، ممکن است شغل خود را از دست بدهید.
همچنین میتوان از این واژه برای اشاره به مسیر زندگی یک فرد استفاده کرد:
زندگی او هدف و جهت مشخصی ندارد.
او به یک مسیر و هدف روشنتر نیاز دارد.
جوانان به دنبال یافتن یک جهتگیری معنادار در زندگی هستند.
زندگی او به مسیر نادرستی کشیده شد؛ اکنون او بسیار ناراحت است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































