معنی کلمه Fool به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word fool
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
ترجمه کلمه Fool به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “fool” به کسی گفته میشود که به سادگی فریب میخورد و چیزهایی را باور میکند که واقعی نیستند. به بیان دیگر، چنین فردی زودباور است و به راحتی تحت تأثیر حرفهای دیگران قرار میگیرد. در زبان فارسی معمولاً به او “احمق” میگوییم.
| اسم | فعل | صفت | قید |
| fool
احمق |
fool
احمق |
foolish
احمقانه |
foolishly
احمقانه |
تاد سادهلوح است که فکر میکند مری ممکن است با او قرار بگذارد. (در اینجا «فریبخوردگی» به عنوان یک اسم به کار رفته است.)
دوستانش او را گول زدند تا باور کند که مری به او علاقهمند است. (در این جمله «گول زدن» نقش فعل دارد.)
بعد از اینکه از مری درخواست قرار کرد و جواب منفی شنید، احساس کرد رفتارش بیعقلانه بوده است. (اینجا «بیعقلانه» یک صفت است.)
تاد به شکلی نابخردانه باور کرده بود که دوستانش راست میگویند. او باید عاقلتر از این حرفها میبود. («نابخردانه» در این جمله به صورت قید استفاده شده است.)
این کلمه برای یادگیری خوب است چون معمولاً در صحبتهای روزمره زیاد شنیده میشود:
با آن ور نرو. (دست نزن به آن.)
کوین در حال رابطه پنهانی با زن دیگری گیر افتاد. (او با کسی خارج از ازدواجش رابطه داشت.)
عاقل باش! (این کار را نکن. این فکر را نکن. چنین برنامهای نداشته باش.)
شوخی نمیکنم. / دارم جدی میگویم. (حرفم راست است. منظورم جدی است.)
یک بار فریبم بده، تقصیر توست. دومین بار فریبم بده، تقصیر خودم است. (اگر کسی دوبار گول بخورد، دیگر تقصیر خودش است.)
توجه: امروز اول آوریل است. در این روز مردم سعی میکنند همدیگر را فریب دهند و کاری کنند که دیگران چیزهای غیرواقعی را باور کنند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین، برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.














































