معنی کلمه Frequent به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word frequent
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Frequent به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “مکرر” به چیزی اشاره دارد که بارها و بارها اتفاق میافتد یا تعداد دفعات زیادی انجام میشود.
انجام مداوم ورزش برای سلامتی شما خوب است. (اگر به طور مرتب ورزش کنید، سالم میمانید.)
او به کرات به خانه آنها میرود. (خیلی به خانهشان سر میزند.)
او معمولاً برای انجام تکالیف ریاضیاش به کمک نیاز دارد. (اغلب درخواست کمک میکند.)
بیل به طور مرتب با مشتریانی که در کشورهای دیگر هستند تماس تلفنی میگیرد.
حالت قیدی این کلمه “مکرراً” یا “اغلب” است.
بیل اغلب با مشتریان خارج از کشور تماس میگیرد.
خرگوشهای وحشی معمولاً جفتگیری میکنند و فرزندان زیادی به دنیا میآورند.
گرگ و لورا معمولاً به این کافیشاپ میروند.
چقدر از ماشینت استفاده میکنی؟ (چندبار رانندگی میکنی؟)
پرسیدن سؤال به صورت مرتب در کلاس، روش خوبی برای مشارکت در درس است.
حالت اسمی این کلمه “تکرار” یا “فراوانی” است.
تکرار سفارشهای جدید به اندازهای زیاد شده که شرکت نیاز به استخدام نیروی جدید دارد.
بازدیدهای بسیار زیاد از وبسایت، برای سرور مشکل ایجاد کرد.
پزشک با موفقیت توانست تعداد دفعات تشنج بیمارش را کاهش دهد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.














































