معنی کلمه Nail به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word nail
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Nail به فارسی با مثالهای کاربردی
میخ یک وسیله فلزی کوچک و سخت است که برای وصل کردن چیزهای مختلف به هم استفاده میشود. معمولاً برای کوبیدن میخ به یک جسم، از چکش کمک میگیرند.
جان برای درست کردن در گاراژش به یک چکش و چند عدد میخ احتیاج داشت.
در زمان ساختن خانه، میخها تکههای چوب 2×4 را به یکدیگر وصل کردند.
من با یک میخ، یک قاب عکس را به دیوار آویزان کردم.
کلمه “میخ” گاهی به عنوان یک فعل هم به کار میرود:
نجارها دارند با میخ یک قاب دیواری را محکم میکنند.
فقط حدود یک ساعت وقت برد تا این قطعه را با میخ به هم وصل کنند.
ورق دیواری بعداً به قاب میخ خواهد شد.
عبارتهای زیادی هستند که در آنها از کلمه “میخ” استفاده شده است.
پلیس در نهایت توانست مردی که به خانههای خیابان ما دستبرد میزد را بگیرد. (در اینجا میخ یعنی مجرم را گیر انداختن)
او توسط پلیس دستگیر شد. (یعنی گرفتار شد.)
اگر دیر برسم، حسابی سرزنش خواهم شد. (nailed to the cross = باعث خشم یا تنبیه شدن)
صاحب شرکت، نظرات و پیشنهادهای خاص او را دقیقاً مشخص کرد. (nail one down on = مشخص کردن یک باور یا نظر)
ماریا این هفته سعی دارد چند مشتری جدید جذب کند. (nail down = مطمئن شدن؛ به دست آوردن)
تام به تمام سوالاتی که در مصاحبه پرسیده شد، درست جواب داد. (nail = درست جواب دادن)
درست انجامش دادم! (یعنی پاسخ درست را گفتم یا کاری را عالی انجام دادم.)
علاوه بر این، از کلمه “ناخن” برای اشاره به ناخنهای دست و پا نیز استفاده میشود.
او ناخنهایش را با لاک صورتی رنگ میزند.
نگوین شغلش کار کردن روی ناخنهاست. او متخصص مانیکور است.
کوتاه کردن ناخن در جمع، کار پسندیدهای نیست.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کامل واژههایی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.














































