معنی کلمه Stall به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word stall
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Stall به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی کسی کارش را معطل میکند، یعنی میخواهد اتفاقی را به تأخیر بیندازد. گاهی این کلمه شبیه به “توقف کردن” است.
پروژه به دلیل کمبود بودجه شرکت، متوقف شده است.
میشود فهمید که او فقط برای کشیدن زمان، معطل میکند.
ماشینم در راه محل کار از کار افتاد، برای همین آن را کنار بزرگراه رها کردم و از همسرم خواستم تا به دنبالم بیاید.
سیندی باید دست از تعلل بردارد و تصمیمش را بگیرد. (در این جمله، “stall” به صورت مصدر با ing به کار رفته است.)
بیخیال، دیگه وقت تلف نکن! (“stop stalling” یک دستور است؛ یعنی از کسی میخواهید که تصمیم بگیرد یا کاری را انجام دهد.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































