معنی کلمه Surface به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word surface
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Surface به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “سطح” به بیرونیترین لایه یا رویه یک چیز اشاره دارد.
یک قایق روی سطح آب شناور میماند.
انسانها روی سطح کره زمین زندگی میکنند.
سطح کره ماه برای زندگی کردن مناسب نیست.
دلفینها و نهنگها برای نفس کشیدن به سطح آب میآیند.
روی سطح میز کار میکنیم.
سفره غذا روی سطح میز پهن میشود.
سطح کامل یک پیست یخ، از یخ پوشیده شده است.
وقت رنگکاری، داشتن یک سطح تمیز خیلی مهم است.
اگر سطح خیابان ناهموار باشد، برای رانندگی مشکلساز خواهد شد.
بعضی از مردم وقتی احساساتشان به روی سطح میآید و آشکار میشود، گریه میکنند.
عبارت “در ظاهر” یا “روی سطح” معمولاً زمانی به کار میرود که چیزی که میبینید، با واقعیت درونی آن فرق داشته باشد:
در ظاهر عصبانی به نظر میرسد، ولی در باطن اصلاً عصبانی نیست.
در نگاه اول خوشحال مینماید، اما در حقیقت بسیار ناراحت است.
این موضوع در ظاهر ساده به نظر میآید، اما در واقعیت بسیار پیچیده است.
کلمه “surface” میتواند به عنوان یک فعل هم استفاده شود. در این حالت به معنای آشکار شدن چیزی است که قبلاً پنهان بوده است.
اخباری آخر هفته منتشر شد مبنی بر اینکه یک سیاستمدار محلی به دلیل ارتکاب جرم تحت بررسی قرار گرفته است.
ناگهان شواهدی پدیدار شد که نشان میداد عمق فاجعه چقدر بزرگ است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.














































