معنی کلمه Together به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word together
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Together به فارسی با مثالهای کاربردی
روشهای مختلفی برای استفاده از کلمه «با هم» در انگلیسی وجود دارد. در اولین گروه از مثالها میبینیم که چطور این کلمه برای توصیف روابط بین افراد به کار میرود:
How long have they been together?
They’ve been together for two years.
Sheila and Don are no longer together. They split up last week.
Pat and Kelly are always together.
How can they stand being together if they’re always fighting?
Let’s get together after class and get something to eat.
Our family always gets together around the holidays.
چند وقته با هم بودن
آنها دو سال است که با هم هستند.
شیلا و دان دیگر با هم نیستند. آنها هفته گذشته از هم جدا شدند.
پت و کلی همیشه با هم هستند.
اگر همیشه در حال دعوا هستند چگونه می توانند کنار هم بودن را تحمل کنند؟
بیایید بعد از کلاس دور هم جمع شویم و چیزی بخوریم.
خانواده ما همیشه در تعطیلات دور هم جمع می شوند.
ما همینطور از کلمه «با هم» وقتی استفاده میکنیم که میخواهیم چیزهایی را جمع کنیم یا چند قسمت مختلف را به یکدیگر وصل کنیم:
The kids put the puzzle together.
We need to get some money together.
Do you want to eat together for lunch?
Get your clothes together. We’re leaving now.
بچه ها پازل را کنار هم گذاشتند.
باید با هم پول بگیریم
میخوای ناهار با هم بخوریم؟
لباساتو جمع کن ما الان می رویم
اگر دو چیز از نظر رنگ یا مدل با هم هماهنگ باشند، میگوییم «با هم میآیند»:
That jacket and that tie go well together.
Polka dots and stripes don’t go together.
آن ژاکت و آن کراوات به خوبی با هم ست می شوند.
نقاط پولکا و راه راه با هم نمی آیند.
وقتی میخواهیم بگوییم کسی میتواند یا نمیتواند احساساتش را کنترل کند یا کارهایش را به خوبی انجام دهد، از کلمه «با هم» اینطور استفاده میکنیم:
She couldn’t keep herself together during the funeral and started crying.
You’ve got to get your act together. (You have to change your bad behavior.)
Abe was unable to get it together at work, so they fired him.
Terry has put herself together, and now she’s very successful. (She changed her bad habits and now everything is okay.)
او نتوانست خود را در هنگام تشییع جنازه نگه دارد و شروع به گریه کرد.
باید دست به کار شوید (شما باید رفتار بد خود را تغییر دهید.)
آبه نتوانست آن را در محل کار جمع کند، بنابراین آنها او را اخراج کردند.
تری خودش را جمع کرده و اکنون بسیار موفق است. (او عادات بد خود را تغییر داد و اکنون همه چیز خوب است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.














































