معنی کلمه Vacation به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word vacation
بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!
ترجمه کلمه Vacation به فارسی با مثالهای کاربردی
تعطیلات، زمانی برای استراحت و دوری از کار و مدرسه است. معمولاً در این فرصت به سفر میرویم، اما همیشه اینطور نیست.
آنها برای تعطیلات به فلوریدا رفتهاند.
جیم این هفته نیست. او در تعطیلات به سر میبرد.
سوزان ماه آینده مرخصی میرود.
در سال چند روز مرخصی دارید؟ (در این جمله، vacation به صورت صفت به کار رفته است.)
دوست داری برای تعطیلات به کجا سفر کنی؟
به کجا دوست داری در تعطیلات بروی؟
بسیاری از افراد در تابستان برای گذراندن تعطیلات خود به ایالت مینهسوتا سفر میکنند. این ایالت به سرزمین دههزار دریاچه معروف است.
این روزها بعضیها به جای کلمه vacation از واژه کوتاهشده vaca استفاده میکنند. (به نظر میرسد این یک مد زودگذر باشد.)
او برای یک تعطیلات کوتاه به آکاپولکو رفت.
من به یک فرصت استراحت نیاز دارم.
قصد داری تعطیلاتت را کجا بگذرانی؟
در دوران رکود اقتصادی، واژه Staycation به وجود آمد. استیکیشن به معنای گذراندن تعطیلات در خانه یا نزدیک آن است، معمولاً به دلیل کمبود بودجه برای سفر.
تعطیلات گذشته را در خانه سپری کردیم و واقعاً فوقالعاده بود. هر روز استخر را پر میکردیم و به بچهها نگاه میکردیم که با آبپاش بازی میکنند.
اگر در فلوریدا زندگی کنید، گذراندن تعطیلات در خانه هم میتواند تجربهای بسیار دلچسب باشد.
توجه: بیشتر آمریکاییها به جای کلمه holiday از واژه vacation برای اشاره به مرخصیهای طولانی یا سفر استفاده میکنند. آنها معمولاً holiday را برای روزهای خاصی مثل کریسمس یا چهارم جولای به کار میبرند. اما یک هفته استراحت در برمودا را یک vacation میدانند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































