معنی ضرب المثل ” از دماغ فیل افتادن ” + داستان

این مثل به کسی گفته می‌شود که بسیار مغرور و خودپسند است و خود را بالاتر از دیگران می‌داند. این فرد آنقدر تکبر دارد که گویی از نظر بزرگی و مهم بودن، از دماغ فیل هم بالاتر افتاده است!

داستان پشت این ضرب‌المثل به این شکل است:
روزی فیل و پشه با هم دوست بودند. پشه بسیار کوچک بود و فیل بسیار بزرگ. یک روز پشه به فیل گفت: “من از تو بزرگ‌تر و قوی‌ترم!” فیل با تعجب پرسید: “چطور چنین چیزی ممکن است؟” پشه جواب داد: “وقتی من روی شاخه درخت می‌نشینم، آنقدر سنگین می‌شوم که شاخه خم می‌گردد. اما وقتی تو زیر همان درخت می‌ایستی، هیچ اتفاقی نمی‌افتد!”

این داستان نشان می‌دهد که گاهی افراد با وجود کوچک بودن، آنقدر غرور دارند که خود را بسیار بزرگ و مهم تصور می‌کنند. بنابراین وقتی کسی را می‌بینیم که بی‌جهت مغرور است و خود را بالاتر از دیگران می‌داند، می‌گوییم “از دماغ فیل افتاده”؛ یعنی آنقدر تکبر دارد که گویی از بینی فیل هم بالاتر رفته است!

ضرب المثل از دماغ فیل افتادن

در این نوشته، با مفهوم و داستان پشت ضرب‌المثل معروف “از دماغ فیل افتادن” آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی ضرب المثل از دماغ فیل افتادن یعنی چه؟

این ضرب‌المثل برای کسانی به کار می‌رود که بیش از حد به خودشان می‌بالند و دائم در حال فخر فروختن به دیگران هستند.
یعنی شخص خود را بالاتر از آنچه هست نشان می‌دهد.
منظور این است که فرد چیز ویژه‌ای در خود ندارد، ولی همیشه خود را بهتر و برتر از دیگران می‌داند.
این مثل اشاره به افرادی دارد که فقط به خود فکر می‌کنند و رفتار متکبرانه دارند.
چنین کسانی زیادی به خودشان ناز می‌کنند و تکبر می‌ورزند.

داستان ضرب المثل از دماغ فیل افتادن

حضرت نوح (علیه السلام) از پیامبران بزرگ خدا بود. او در طول زندگی پربارش، همه تلاش خود را به کار برد تا مردم قومش را به پرستش خدا، نیکوکاری و دوستی با یکدیگر دعوت کند. اما هرچه بیشتر سعی می‌کرد، پیشرفت کمتری می‌دید. سرانجام، از این همه تلاش بی‌ثمر خسته شد و از رفتارهای ناپسند قومش نزد پروردگار شکایت کرد.

خداوند به او دستور داد کشتی بزرگی بسازد که جایگاه یک جفت از هر نوع حیوان روی زمین باشد. حضرت نوح به همراه تعداد کمی از همراهانش، کشتی را ساخت و از هر حیوان، یک نر و یک ماده داخل کشتی قرار داد. سپس طوفان الهی آغاز شد و همه کسانی که دشمن خدا بودند و در کشتی جای نداشتند، نابود شدند و تنها سرنشینان کشتی نجات یافتند.

پیشنهادی: ضرب المثل درباره آدم مغرور

در مورد این حیوانات و رویدادهای داخل کشتی، داستان‌هایی نقل شده است؛ از جمله داستانی درباره خوک:

حضرت نوح و همراهانش شش ماه در کشتی زندگی کردند. پس از مدتی، فضولات حیوانات به حدی زیاد شد که بوی نامطبوع آن، همه را آزار می‌داد. یاران نزد حضرت نوح (ع) رفتند و مشکل را بازگو کردند. ایشان از درگاه خداوند طلب یاری نمود. از سوی خداوند فرمان رسید که دستت را روی خرطوم فیل بکش. وقتی حضرت نوح این کار را انجام داد، فیل عطسه کرد و از خرطومش خوکی بیرون پرید. خوک شروع به خوردن تمام فضولات و ناپاکی‌های داخل کشتی کرد و در نتیجه، همه‌جا پاک و تمیز شد.

خوک با اینکه خود حیوان پلیدی بود و همه کثافات کشتی را خورده بود، اما به بقیه حیوانات فخر می‌فروخت و خود را برتر می‌دانست. به همین دلیل است که در مورد افراد مغرور می‌گویند: “از دماغ فیل افتاده است!”

[منبع داستان: مجموعه هزار سال داستان]
اختصاصی-آرین لوتوس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن