معنی ضرب المثل ” توبه گرگ مرگ است ” + داستان

بیایید بیشتر با ضرب‌المثل “توبه گرگ مرگ است” آشنا شویم!

این ضرب‌المثل برای کسانی به کار می‌رود که سال‌ها به یک روش نادرست زندگی کرده‌اند یا کارهای بد انجام داده‌اند و ناگهان ادعا می‌کنند که تغییر کرده‌اند و توبه کرده‌اند. معمولاً اطرافیان به این تغییر ناگهانی باور ندارند و فکر می‌کنند این توبه، واقعی و پایدار نیست.

این مثل می‌گوید: همان‌طور که تغییر ذات و خوی یک گرگ غیرممکن است، تغییر عادت‌های ریشه‌دار و دیرینه یک انسان نیز بسیار سخت است. در واقع، این جمله هشدار می‌دهد که به سادگی به حرف‌های افراد دربارهٔ تغییر کردن اعتماد نکنیم، مخصوصاً اگر سابقهٔ طولانی در کارهای ناپسند داشته باشند.

این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که آدمی معمولاً به همان چیزی برمی‌گردد که به آن عادت کرده است؛ درست مثل گرگی که نمی‌تواند طبیعت شکارگری خود را برای همیشه کنار بگذارد.

معنی ضرب المثل توبه گرگ مرگ است

در این نوشته، داستان، مفهوم و خاستگاه ضرب‌المثل «توبه گرگ مرگ است» را بررسی می‌کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

ضرب المثل توبه گرگ مرگ است یعنی چه؟

توبه گرگ مرگ است

این ضرب‌المثل در مورد کسانی به کار می‌رود که به یک کار ناپسند عادت کرده‌اند و نمی‌توانند آن را ترک کنند. مانند کسی که دائماً قصد ترک گناه را دارد، اما هر بار دوباره به رفتار اشتباه خود بازمی‌گردد. این شخص شبیه گرگی است که ذاتاً درنده‌خو است؛ اگر او تصمیم بگیرد گوشت نخورد و مانند حیوانات گیاه‌خوار زندگی کند، خواهد مرد. ترک ذات و عادت عمیق برایش غیرممکن است.

زندگی برخی افراد دقیقاً همین‌گونه است. آن‌ها همیشه در حال پشیمانی و عهد کردن برای ترک هستند، اما هر بار عهد خود را می‌شکنند. در نهایت، تنها چیزی که می‌تواند این چرخه را متوقف کند، مرگ است.

وقتی فردی که همه او را به رفتار زشتش می‌شناسند، ناگهان در شرایط سختی ادای پشیمانی درآورد و یک‌شبه خودش را فردی پرهیزکار نشان دهد، مردم حرفش را باور نمی‌کنند. در چنین مواقعی، دیگران با اشاره به این ضرب‌المثل می‌گویند: “توبه گرگ مرگ است”.

ریشه ضرب المثل توبه گرگ مرگ است 🐺

یک گرگ را به خاطر دزدیدن و کشتن گوسفندها نزد قاضی آوردند. قاضی شروع به نصیحت کردن گرگ کرد و گفت: ای گرگ! آیا می‌دانی این گوسفندانی که از گله می‌دزدی، ممکن است تنها دارایی یک یتیم یا یک زن بیوه باشد؟ چرا از این کار نادرست دست برنمی‌داری؟

گرگ با چهره‌ای پشیمان و معصوم، مدام ابراز ندامت می‌کرد و قول می‌داد که دیگر چنین کاری تکرار نکند.
در همین موقع، صدای چوپان و گوسفندان شنیده شد و گرگ فهمید که گله از چراگاه برگشته است. ناگهان کنترل خود را از دست داد و با خشم به قاضی گفت: آنقدر مرا معطل کردی که دیگر گله از صحرا برگشت

داستان ضرب المثل توبه گرگ مرگ است

روایت شده است که گرگ پیری بود که در طول زندگی خود، جانوران و پرندگان بسیاری را خورده بود و به دیگران نیز آسیب زیادی رسانده بود. روزی تصمیم گرفت تا حیوانات دیگر او را دوست داشته باشند، بنابراین قصد کرد به جایی دور برود و توبه کند. با این فکر به راه افتاد. در میانه راه گرسنه شد و اطراف را نگاه کرد؛ اسبی را دید که در چمنزار مشغول چریدن است.

به طرف اسب رفت و گفت: “می‌خواهم به سرزمین دوری بروم و توبه کنم، ولی الان خیلی گرسنه‌ام. از تو می‌خواهم در این راه با من همکاری کنی!”
اسب پرسید: “من چه کاری از دستم برمی‌آید؟”
گرگ گفت: “اگر خودت را قربانی کنی، من می‌توانم با خوردن گوشت تو سیر شوم و از گرسنگی نجات پیدا کنم. همچنین دیگران هم از تو بهره می‌برند. با این کار، به همنوعان خودت کمک کرده‌ای.”

اسب برای نجات خودش، فکر حیله‌ای کرد و به گرگ گفت: “عمو گرگ! من حاضر هستم در این کار خیر شرکت کنم و خودم را فدا کنم، اما یک درد قدیمی دارم که سال‌هاست آزارم می‌دهد. اول باید این درد را درمان کنی، بعد می‌توانی مرا قربانی کنی.”

گرگ پاسخ داد: “دردت چیست؟ حتماً درمانش می‌کنم. اگر نتوانستم، از روباه کمک می‌گیرم.”
اسب گفت: “سال‌ها پیش نزد نعلبند ناشی رفتم تا سم‌هایم را نعل بزند، ولی او نعل را روی گوشت پایم کوبید و از آن روز، این زخم مرا اذیت می‌کند. از تو می‌خواهم نزدیک بیایی و آن را بررسی کنی.”

گرگ قبول کرد و جلو رفت. اسب پایش را بلند کرد و با تمام نیرو لگدی به سر گرگ زد که مغزش را بیرون ریخت. گرگ در حال مرگ با خود گفت: “ای گرگ! پدرت نعلبند بود یا مادرت؟ تو چه کاری به نعلبندی داری؟”
اسب از خوشحالی شروع به رقصیدن کرد و به گرگ گفت: “توبهٔ گرگ، مرگ است.”

**ضرب‌المثل پیشنهادی:**
توبه گرگ مرگ است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن