معنی ضرب المثل ” خر بیار و باقالی بار کن ” + داستان
حتوا: آشنایی با ضربالمثل “خر بیار و باقالی بار کن!”
این ضربالمثل قدیمی داستان جالبی پشت خود دارد. در گذشته، وقتی کشاورزان میخواستند محصول باقالی را به بازار ببرند، از حیوانات بارکش مانند خر استفاده میکردند. اما یک مشکل وجود داشت: خرها خیلی علاقهمند به خوردن باقالی بودند!
گاهی اوقات پیش میآمد که یک کشاورز از همسایه خود درخواست میکرد: “لطفاً خرت را به من قرض بده تا با آن این باقالیها را به بازار ببرم.” اما در طول مسیر، خر شروع به خوردن همان باقالیهایی میکرد که حمل میکرد! در واقع، صاحب خر بدون اینکه بداند، حیوان خود را برای یک وعده غذای رایگان میفرستاد.
بنابراین، این ضربالمثل برای اشاره به موقعیتهایی به کار میرود که در آن شخصی بدون آگاهی و اطلاع، وسیله یا امکاناتی را در اختیار دیگری قرار میدهد، در حالی که آن وسیله در نهایت به ضرر خودش یا برای سود شخص دیگر استفاده میشود. مثل این است که همزمان هم وسیله کار را فراهم کنی و هم هزینه خسارت آن را بپردازی. این مثل به ما یادآوری میکند که در کمک کردن به دیگران، هوشیار باشیم و از عواقب کار خود آگاه باشیم.

در این نوشته، داستان و مفهوم ضربالمثل معروف ایرانی «خر بیار و باقالی بار کن» را بررسی میکنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی و ریشه ضرب المثل خر بیار و باقالی بار کن
۱- این ضربالمثل زمانی به کار میرود که کسی از طرف فرد قدرتمندتری مورد ستم قرار میگیرد و چون توانایی مقابله با او را ندارد، چارهای جز پذیرش ندارد.
۲- یعنی ناگزیری کاری را که به تو تحمیل شده است انجام دهی.
داستان وریشه ضرب المثل خر و باقالی
مردی مقدار بسیار زیادی باقالی جمع آوری کرده بود و کنار انبوه آن خوابیده بود. شخص دیگری که اهل زورگیری و دزدی بود، به آنجا آمد و شروع کرد به ریختن باقالی ها در ظرف خود. صاحب باقالی از خواب بیدار شد تا دزد را دستگیر کند. بین آن دو درگیری فیزیکی پیش آمد و در نهایت، دزد موفق شد صاحب باقالی را به زمین بزند و روی سینه او بنشیند و گفت: ای آدم بی انصاف، من فقط می خواستم مقدار کمی از باقالی هایت را بردارم، اما حالا که اوضاع اینجوری شد، تو را می کشم و همه محصولت را با خود می برم.
صاحب باقالی که فهمید توان مقابله با او را ندارد، گفت: وقتی پای جانم در میان است، برو و خرت را بیاور تا باقالی ها را بار کنی.





























