معنی ضرب المثل ” سر و گوش آب دادن “

حتماً برای شما هم پیش آمده که کسی با حرفها یا حرکاتش، بدون اینکه مستقیم چیزی بگوید، میخواهد پیامی را به شما برساند. به این کار در زبان فارسی میگویند “سر و گوش آب دادن”.
این اصطلاح زمانی به کار میرود که فردی با اشارههای غیرمستقیم، مانند یک نگاه خاص، تغییر حالت چهره یا حتی سکوت معنادار، سعی دارد دیگری را از چیزی باخبر کند یا به او هشدار دهد. در واقع، به جای بیان واضح مطلب، با این حرکات زمینه را برای فهمیدن یک موضوع آماده میسازد.
مثلاً فرض کنید دوستی در یک جمع، با بالا انداختن ابرو یا تکان دادن سر به شکلی خاص، سعی دارد به شما بفهماند که مراقب حرفی که میزنید باشید. در این حالت به او میگویند: “داشت با سر و گوشش به من آب میداد”.
این ضربالمثل زیبا نشاندهنده هوش و زیرکی در ارتباطات غیرکلامی است و زمانی کاربرد دارد که فردی بخواهد مطلبی را به صورت پنهانی و با ظرافت تمام به دیگری منتقل کند.

در این نوشته، میخواهیم مفهوم اصلی و معنای این ضربالمثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی سر و گوش آب دادن یعنی چه؟
۱- یعنی دنبال چیزی گشتن و خبری را پنهانی پیدا کردن.
۲- وقتی کسی میخواهد بیسروصدا چیزی را ببیند یا بشنود، به جای اینکه بگوید «میروم خبر جمع کنم»، از این ضربالمثل استفاده میکند.
۳- در واقع، به معنای جاسوسی کردن است.
ریشه این ضرب المثل ایرانی چیست؟
در گذشتههای دور که وسایل پیشرفته برای نبرد وجود نداشت، وقتی دشمنی به دژی حمله میکرد، مدافعان قلعه افرادی را به بالای برجها میفرستادند تا از آنجا حرکتهای سپاه مقابل را زیر نظر بگیرند.
در مقابل، لشکر مهاجم نیز افرادی را به صورت پنهانی به داخل قلعه میفرستاد. این جاسوسان معمولاً از راه قنات یا راههای مخفی وارد میشدند تا از وضعیت داخلی قلعه جاسوسی کنند. به آنان تأکید میشد که کاملاً مراقب باشند و اگر کسی را در آن حوالی دیدند، فوراً سر و گوش خود را در آب فرو برده و چند دقیقهای پنهان شوند تا وضعیت آرام شود. از آن زمان به بعد، هرگاه کسی بخواهد به طور مخفیانه اطلاعاتی به دست آورد، از این عبارت استفاده میکند.
بیشتر بخوانید:
ضربالمثلهایی با گوش
ضربالمثلهای فارسی با آب
اختصاصی-آرین لوتوس




























