معنی ضرب المثل ” شنیدن، کی بود مانند دیدن “

زلیخا سخن میگفت و یوسف گوش میداد، اما آیا هرگز شنیدن میتواند مانند دیدن باشد؟

در این نوشته، به بررسی یکی از ضربالمثلهای زیبا و پرکاربرد ایرانی میپردازیم. این ضربالمثل از کتاب فارسی پایه پنجم و از سخنان عطار نیشابوری انتخاب شده است. در ادامه با آرین لوتوس همراه باشید تا با مفهوم و کاربرد این مثل آشنا شوید.
مفهوم ، کاربرد و معنی شنیدن، کی بود مانند دیدن
شنیدن هرگز به پای دیدن نمیرسد. تا چیزی را با چشمان خودت نبینی، نباید آن را باور کنی.
این ضربالمثل معمولاً در مورد افرادی به کار میرود که زود باور نیستند و کمی بدبینند. همچنین وقتی کسی پشت سر دیگری حرف میزند یا تهمتی میزند، این مثل یادآوری میکند که شنیدن حرف دیگران، نباید باعث بدگمانی و قضاوت اشتباه شود.
رایجترین استفاده از این جمله، وقتی است که شایعهای پخش میشود و مردم در باور کردن آن تردید دارند. در چنین مواقعی میگویند: “شنیدن کی بود مانند دیدن”.
معنای اصلی این است که چشمها بهتر از گوشها حقیقت را درک میکنند. گاهی کسی رویدادی را از نزدیک میبیند و سعی میکند آن را برای دیگری تعریف کند، اما هرچقدر هم که دقیق شرح دهد، نمیتواند آن حس و واقعیت را به طور کامل به شنونده انتقال دهد.

در میان فرهنگ غنی و پربار ایران، ضربالمثلها جایگاه ویژهای دارند. این جملههای کوتاه و پرمعنی، در واقع گنجینهای از دانش و تجربهی گذشتگان ما هستند که در قالبی ساده و به یاد ماندنی به ما رسیدهاند.
هر ضربالمثل، داستان و پیشینهای دارد و معمولاً از یک رویداد واقعی یا داستانی آموزنده سرچشمه گرفته است. ایرانیان در صحبتهای روزمرهی خود از این مثلها استفاده میکنند تا مقصود خود را به شکلی رسا و تأثیرگذار بیان کنند. این جملهها آنقدر گویا هستند که گاهی به جای توضیح زیاد، با آوردن یک ضربالمثل مناسب، همهچیز به خوبی روشن میشود.
هدف اصلی ضربالمثلها، انتقال پیامی اخلاقی، ارائهی پندی حکیمانه یا درس زندگی در قالب مثال است. آنها همچون چراغی روشنگر راه زندگی هستند و نسل به نسل منتقل شدهاند تا ما از خرد و اندیشهی نیاکان خود بهرهمند شویم.




























