معنی ضرب المثل ” غوره نشده مویز شده “

این ضرب المثل درباره کسی به کار میرود که با وجود سن کم و کمتجربگی، ادای آدمهای بزرگ و با تجربه را در میآورد. انگار میخواهد خودش را بالاتر از آنچه هست نشان دهد.
تصورش را بکنید: یک دانه انگور که تازه به غوره تبدیل شده (یعنی هنوز کاملاً رسیده و شیرین نیست) اما میخواهد خودش را به جای یک مویز شیرین و رسیده جا بزند! این مثل با یک تصویر ساده، همان رفتارهای مصنوعی و بزرگنماییهای بیجا را به ما نشان میدهد.
معمولاً از این عبارت برای کسانی استفاده میکنیم که:
– با وجود جوانی و کمسالی، ادای افراد پخته و سالخورده را در میآورند.
– در یک زمینه تخصصی، تازهکار هستند اما خود را استاد و حرفهای جا میزنند.
– برای پوشاندن کمبودهای خود، دائم در حال تظاهر و خودستایی هستند.
در یک کلام، این ضرب المثل به ما یادآوری میکند که باید خودمان باشیم و جایگاه واقعیمان را بپذیریم، نه اینکه با ادای دیگران را درآوردن، خودمان را دست بیندازیم.

در این نوشته، میخواهیم ببینیم این ضربالمثل کهن ایرانی چه معنایی دارد و از کجا آمده است. در ادامه با ما همراه باشید تا با هم ریشه و مفهوم اصلی این گفته را بررسی کنیم.
معنی غوره نشده مویز شده چیست؟
1- این جمله به افرادی گفته میشود که انتظار دارند بدون تلاش و گذراندن مراحل سخت، به موفقیت برسند. مانند کسی که میخواهد راهی طولانی را در زمانی بسیار کوتاه طی کند، بدون اینکه بداند برای رسیدن به هدف باید تواناییهای خود را تقویت کند و از مشکلات به عنوان پلی برای پیشرفت استفاده نماید.
2- به این معنا که انسان باید经历های زیادی را پشت سر بگذارد تا کمتجربگی و ناپختگی او از بین برود.
3- گاهی این ضربالمثل درباره جوانانی به کار میرود که با وجود کمتجربگی، ادعاهای بزرگ دارند.
ریشه و داستان ضرب المثل
روایت شده که روزی ملکالشعرای بهار، شاعر نامدار، در یک جمع حضور داشت. حاضران برای امتحان کردن مهارت او، چهار کلمه انتخاب کردند و خواستند که با آنها یک رباعی بسراید.
کلمات انتخاب شده اینها بودند: خروس، انگور، درفش و سنگ.
بهار بلافاصله گفت:
> برخاســـت خروس صبح برخیز ای دوست
> خون دل انگور فکن در رگ و پوسـت
> عشق من و تو صحبت مشت است و درفش
> جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست
جوان کمتجربهای که در مجلس حاضر بود، گفت: این کلمات از قبل انتخاب شده بودند، قبول نیست! اگر راست میگویید، اجازه دهید من چهار کلمه انتخاب کنم و شما با آنها یک رباعی بسازید.
سپس این چهار کلمه را نام برد: آئینه، اره، کفش و غوره.
بیشک قرار دادن این کلمات به ظاهر نامرتبط در یک رباعی، کار آسانی نبود، اما ملکالشعرا بیدرنگ گفت:
> چون آینه نور خیز گشـتی احسنت
> چون اره به خلق تیـز گشتی احسنت
> در کفش ادیبان جهان کردی پای
> غوره نشده مویز گشتی احسنــت
پیشنهادی: آشنایی با ضربالمثل «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی»
اختصاصی – آرین لوتوس




























