معنی ضرب المثل ” هر کسی را بهر کاری ساختند ” + داستان و شعر

هر فردی با استعداد و توانایی خاصی به دنیا آمده است. همان‌طور که هر وسیله‌ای برای کار مشخصی ساخته شده، انسان‌ها نیز هر کدام برای انجام کار بخصوصی ساخته و پرداخته شده‌اند.

هیچ‌کس در این جهان بی‌دلیل و بی‌هدف خلق نشده است. هر انسانی شبیه کلیدی است که فقط قفل خودش را باز می‌کند. اگر کسی در کاری موفق نیست، دلیل بر ناتوانی او نیست، بلکه فقط نشان می‌دهد که باید جایگاه واقعی خود را پیدا کند.

وقتی هر کس در جایگاه درست خود قرار بگیرد، هم خودش احساس رضایت می‌کند و هم جامعه از مهارت‌های او به بهترین شکل بهره‌مند می‌شود.

معنی ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند

در این نوشته، به بررسی مفهوم و داستان ضرب‌المثل ایرانی «هر کسی را بهر کاری ساختند» از کتاب فارسی پایهٔ پنجم می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند

هیچ کس نمی‌تواند همه کارها را به خوبی انجام دهد. هر فردی استعداد و علاقه خاص خودش را دارد و به سمت همان کارها جذب می‌شود. اگر کسی در زمینه‌ای که به آن علاقه دارد تلاش کند، قطعاً در آن موفق خواهد شد.

هر انسانی توانایی‌های ویژه‌ای دارد. اول باید این استعدادها را در خودش کشف کند و بعد برای پرورش آن‌ها اقدام نماید. وقتی افراد استعدادهای خود را شکوفا کنند، هم خودشان پیشرفت می‌کنند و هم جامعه به رشد و تعالی می‌رسد.

اگر کسی در زمینه‌ای خاص آموزش دیده و تخصص کسب کرده، بهتر است در همان حوزه مشغول به کار شود. این کار باعث می‌شود هم تخصص او به هدر نرود و هم کارها با کیفیت بهتری انجام شود.

از انجام کارهایی که توانایی انجامشان را نداریم، باید پرهیز کنیم.

هر فردی برای شغلی مناسب با ویژگی‌های درونی و شخصیتی خود ساخته شده است. اگر کسی در شغلی نامناسب با استعدادهایش فعالیت کند، با مشکلات و عواقب ناخوشایندی روبرو خواهد شد.

انسان باید از کارهایی که بلد نیست و ممکن است با انجام آن‌ها به مشکل بخورد، دوری کند.

شعر ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند

درویشی تنها در کوهستان زندگی می‌کرد و تنها مونس و همنشینش، خلوت و تنهایی‌اش بود. وقتی لطف و توجه پروردگار به او می‌رسید، از آدم‌ها و رفت و آمدشان بیزار می‌شد.

همان‌طور که حضور برای ما آسان شد، سفر برای دیگران نیز آسان گشت. همان‌طور که عاشقی، شیفتهٔ معشوق می‌شود، آن بزرگوار نیز شیفتهٔ آهنگری بود.

خداوند هر کسی را برای کاری ساخته و میل و اشتیاق آن کار را در دلش قرار داده است. دست و پا بدون میل و رغبت حرکت نمی‌کند و خار و خاشاک بدون آب و باد جابه‌جا نمی‌شود.

اگر دیدی میل و اشتیاق تو به سوی آسمان و معنویت است، پس مانند مرغ فرخنده، پر برکتت را بگشا. و اگر دیدی میل تو به سوی زمین و مادیات است، نوحه و زاری کن و از ناله و حسرت آرام مگیر.

خردمندان از پیش، نوحه و زاری می‌کنند (یعنی پیش از وقوع حادثه فکر عاقبت کار را می‌کنند)، اما نادانان در پایان، بر سر خود می‌زنند (پشیمان می‌شوند). از همان آغاز کار، پایان آن را ببین تا در روز جزا پشیمان نشوی.

**پیشنهادی:**
ضرب‌المثل: از ابتدا به عاقبت کار فکر کن.

داستان کوتاه ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند – شماره 1

یک الاغ در چمنزار مشغول چریدن بود که ناگهان متوجه شد گرگی به سمتش می‌آید. الاغ می‌دانست راه فراری ندارد، بنابراین تصمیم گرفت خودش را به لنگیدن بیندازد. وقتی گرگ نزدیک شد، پرسید: «چرا میلنگی؟»

الاغ با زیرکی پاسخ داد: «موقع پریدن از روی نرده، یک خار بزرگ در پایم فرو رفته. اگر الآن مرا بخوری، ممکن است آن خار در گلویت گیر کند و اذیتت کند. بهتر است اول خار را از پایم دربیاوری و بعد با خیال راحت غذا بخوری.»

گرگ که فریب خورده بود، موافقت کرد. وقتی سرش را پایین آورد تا پای الاغ را بررسی کند، الاغ با تمام نیرو لگدی محکم به صورتش زد، طوری که دندان‌های گرگ پراکنده شد.

گرگ با حالتی پشیمان گفت: «حقم بود! شغل اصلی من قصابی است، نه پزشکی. چرا باید در کاری که بلد نیستم دخالت می‌کردم؟»

نکته: وقتی کسـی در کاری که تخصص ندارد دخالت کند، باید منتظر عواقب ناخوشایند آن هم باشد.

داستان  شماره 2

کشاورزی که می‌توانست حرف حیوانات را بفهمد، هر شب در مزرعه می‌گشت و به صحبت‌های آن‌ها گوش می‌داد. یک شب، گاو نر نزد اسب از زحمت‌هایش شکایت کرد و گفت:
“من از صبح تا غروب زمین را شخم می‌زنم. هیچ‌وقت مهم نیست چقدر هوا گرم است، یا پاهایم چقدر خسته است، یا گردنم درد می‌کند. باز هم باید کار کنم. ولی تو همیشه راحت هستی؛ فقط ارباب را این‌طرف و آن‌طرف می‌بری و بقیه وقت‌ها هم استراحت می‌کنی و می‌خوابی.”

اسب که حیوان مهربانی بود، با دلسوزی پاسخ داد:
“دوست عزیز، تو واقعاً زحمت زیادی می‌کشی. اگر بخواهی، می‌توانم راهی به تو یاد بدهم تا یک روز استراحت کنی. فردا صبح، به محض اینکه ارباب خیش را به گردنت انداخت، خودت را به ضعف و ناتوانی بزن. آن‌وقت او فکر می‌کند بیمار شده‌ای و تو را به کار نمی‌گیرد.”

گاو این پیشنهاد را پذیرفت. فردای آن روز، وقتی کشاورز دید گاو نر به نظر مریض می‌رسد و نمی‌تواند کار کند، خیش را به اسب بست و او مجبور شد تمام روز زمین را شخم بزند.
عصر که شد، اسب با پاهای خسته، گردنی زخمی و دل شکسته به آخور برگشت. کشاورز دوباره در حیاط ایستاد و به حرف‌های حیوانات گوش داد.

گاو گفت: “چه دوست خوبی هستی! به خاطر توصیه تو، امروز توانستم استراحت کنم.”
اسب با ناراحتی و خشم پاسخ داد: “و من مثل یک احمق، کار تو را انجام دادم و زحمت تو را کشیدم! از این به بعد خودت کارت را بکن، چون شنیدم کشاورز به همسرش گفت اگر گاو دوباره مریض شد، او را برای کشتن می‌فرستد!”

نتیجه‌گیری: وقتی می‌خواهید به کسی کمک کنید، مراقب باشید کاری نکنید که بار مشکلات او روی دوش شما بیفتد، در حالی که توانایی انجام آن را ندارید.

پیشنهادی: کار هر بز نیست خرمن کوفتن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن