معنی ضرب المثل ” پشت دست داغ کردن “

گاهی برای بیان تجربههای تلخ و درسهایی که از سختگیریهای دیگران میگیریم، از ضربالمثل “پشت دست داغ کردن” استفاده میکنیم. این اصطلاح معمولاً زمانی به کار میرود که کسی با سختگیری یا رفتار ناخوشایند دیگری روبهرو شود و از این طریق، پند و تجربه بیاموزد.
ریشه این ضربالمثل به یک آزمایش ساده و قدیمی برمیگردد: وقتی میخواهند بچهها یا افرادی تازهکار را از داغی و خطر چیزی آگاه کنند، ابتدا به آنها میگویند که پشت دستشان را به آن جسم گرم نزدیک کنند، نه کف دست را. چون پشت دست حساستر است و با گرمای ملایم هم سریع متوجه داغی میشود، بدون آنکه آسیبی ببیند.
این کار نمادین به ما یادآوری میکند که گاهی در زندگی، با رفتارهای سخت یا هشدارهای دیگران روبرو میشویم که شاید در ابتدا ناخوشایند به نظر برسند، اما در واقع نقش همان “پشت دست داغ کردن” را دارند؛ یعنی بدون آسیب جدی، به ما هشدار میدهند و از خطرهای بزرگتر جلوگیری میکنند.
به بیان دیگر، “پشت دست داغ کردن” کنایه از یادگیری از طریق تجربههای کوچک و هشداردهنده است، پیش از آنکه با درد و مشکل بزرگتری مواجه شویم.

در این نوشته، میخواهیم مفهوم اصلی و معنای این ضربالمثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی پشت دست داغ کردن چیست؟
1- یعنی با خودت عهد ببندی که کاری را که باعث پشیمانی میشود، دیگر تکرار نکنی. برای مثال، تصمیم بگیری که دیگر پشت سر کسی غیبت نکنی. برای اینکه این تصمیم را فراموش نکنی، میتوانی یک یادداشت کوچک یا یک نشانه همراه خودت داشته باشی. هر وقت احساس کردی ممکن است غیبت کنی، با دیدن آن نشانه، قول خودت را به یاد بیاوری و از کار اشتباه دوری کنی.
2- این ضربالمثل را افرادی به کار میبرند که بارها از انجام کاری آسیب دیدهاند و با این عبارت نشان میدهند که دیگر سراغ آن کار نخواهند رفت.
3- در گذشته، برخی افراد برای ترک یک عادت ناپسند، پشت دست خود را داغ میگذاشتند. هر بار که وسوسه میشدند تا آن کار را انجام دهند، با نگاه کردن به جای داغ، به یاد عهد خود میافتادند و از انجام آن منصرف میشدند. این کار به مرور تبدیل به یک کنایه و ضربالمثل شد. امروزه دیگر کسی واقعاً دست خود را داغ نمیگذارد، اما با استفاده از این عبارت میفهماند که با خود عهد بسته است کار اشتباهی را تکرار نکند.
مثال: من پشت دستم را داغ گذاشتهام که دیگر نه از کسی توقع بیجا داشته باشم و نه به خواستههای نامعقول دیگران توجه کنم. یا مثلاً، پشت دستم را داغ گذاشتهام که دیگر با فلانی ارتباط نداشته باشم و از او درخواست کمک نکنم.




























