معنی ضرب المثل ” کار از کار گذشتن “

همان طور که میدانید، ضربالمثلها بخش مهمی از فرهنگ و زبان ما هستند و هر کدام داستان و مفهومی خاص در خود دارند. یکی از این ضربالمثلها، “کار از کار گذشتن” است. در این مطلب، به طور کامل به معنی این ضربالمثل میپردازیم و آن را با مثالهایی ساده توضیح میدهیم.
### معنی ضربالمثل “کار از کار گذشتن”
این ضربالمثل زمانی به کار میرود که دیگر هیچ راه چارهای باقی نمانده باشد و وضعیت به جایی رسیده باشد که امکان حل مشکل یا بهبود اوضاع وجود نداشته باشد. در واقع، وقتی میگوییم “کار از کار گذشت”، یعنی زمان و فرصت تمام شده و اتفاق ناگواری رخ داده که دیگر نمیتوان آن را تغییر داد. این عبارت حالتی را نشان میدهد که در آن امید به بهبود کاملاً از بین رفته است.
### مثالهایی برای درک بهتر
– تصور کنید دانشآموزی که تمام سال تحصیلی را بدون مطالعه گذرانده و فقط در شب امتحان به فکر درس افتاده است. وقتی وارد جلسه امتحان میشود و سوالات را میبیند، تازه متوجه میشود که هیچ چیز بلد نیست. در این لحظه میگوییم: “برای او کار از کار گذشت” چون دیگر فرصتی برای درس خواندن وجود ندارد.
– مثال دیگر مربوط به کسبوکار است. فرض کنید تاجری که به دلیل بیدقتی ورشکست شده و تمام دارایی خود را از دست داده است. وقتی دیگر هیچ پولی برای او باقی نمانده و نمیتواند کاری انجام دهد، میگوییم: “کار از کار گذشت” و امیدی به نجات موقعیتش نیست.
– در موقعیتهای روزمره نیز این ضربالمثل کاربرد دارد. مثلاً وقتی کسی برای رسیدن به فرودگاه دیر کرده و هواپیما پرواز کرده است، با ناراحتی میگوییم: “دیگر کار از کار گذشت” و هیچ راهی برای جبران این تاخیر وجود ندارد.
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که برای انجام کارهای مهم، باید به موقع اقدام کنیم و از فرصتها به خوبی استفاده کنیم تا بعداً پشیمان نشویم.

در این بخش به توضیح و درک معنای این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه با هم همراه میشویم تا مفهوم آن را بهتر بفهمیم.
کار از کار گذشتن کنایه از چیست؟
۱- مفهوم اصلی این ضربالمثل از دست دادن فرصتهای ارزشمند است. اگر کاری را در زمان مناسب خود انجام ندهیم، پس از گذشت زمان، هر چقدر هم تلاش کنیم نتیجهای نخواهد داشت. مانند دوستی خوب که وقتی در کنار ما بود، قدرش را ندانستیم و اکنون که از دستش دادهایم، دیگر بازگشتی در کار نیست. در این شرایط میگوییم کار از کار گذشته است.
عربها میگویند: إن سقط الإحترام سقط معه كل شيء. یعنی وقتی احترام از بین برود، همه چیز از دست میرود. این بیان نیز نمونهای از موقعیتی است که دیگر نمیتوان کاری کرد. مانند سنگی که از دست رها شده و شیشهای را میشکند؛ دیگر نمیتوان آن سنگ را برگرداند. برخی حرفها، رفتارها، سکوتهای نابجا یا بیتوجهیها هستند که روابط را خراب میکنند و گاهی جبران آنها بسیار دشوار است.
۲- این ضربالمله معمولاً زمانی به کار میرود که فرد از کاری که انجام داده یا انجام نداده پشیمان است. مثلاً دانشآموزی که در طول ترم درس نخوانده و شب امتحان با ناله میگوید: “چقدر حجم درس زیاد است و چیزی متوجه نمیشوم!” اگر بگوید: “ای کاش هر روز درس میخواندم”، دیگران در پاسخ به او میگویند: “برای این ترم کار از کار گذشته! سعی کن امتحانات را پشت سر بگذاری و از ترم بعدی اشتباهاتت را تکرار نکنی.”
۳- معنای سادهاش این است که برای انجام کار مورد نظر و رسیدن به نتیجه مطلوب، دیگر خیلی دیر شده است. مانند زمانی که از جوانی و تواناییهای خود استفاده نکنیم و در دوران پیری فقط حسرت بخوریم.




























