معنی ضرب المثل ” کنگر خورده لنگر انداخته ” + توضیح

این ضرب‌المثل به کسی گفته می‌شود که قبلاً کارهای سخت و دشواری را تجربه کرده و اکنون در موقعیت راحت و آسوده‌ای قرار گرفته است.

داستان پشت این مثل این است که در گذشته، کنگر گیاهی سفت و خاردار بود که خوردن آن کار آسانی نبود و نیاز به تلاش زیادی داشت. در مقابل، “لنگر” که احتمالاً اشاره به نوعی غذای نرم و لذیذ دارد، نشان از رفاه و آسایش دارد.

پس وقتی می‌گوییم “فلانی کنگر خورده و لنگر انداخته”، یعنی او روزهای سخت و پررنج را پشت سر گذاشته و حالا در آسایش و راحتی به سر می‌برد. این مثل معمولاً برای بزرگترها یا افرادی به کار می‌رود که در جوانی زحمت زیادی کشیده‌اند و اکنون deserve استراحت و زندگی آرام هستند.

کنگر خورده لنگر انداخته

کنگر خورده لنگر انداخته یعنی چه؟

در این نوشته، می‌خواهیم با هم معنی و مفهوم یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی آشنا شویم. امیدواریم این مطلب برایتان مفید باشد.

پیش از هر چیز، بد نیست معنای دو کلمه‌ای که در این ضرب‌المثل به کار رفته است را بدانیم:

کنگر چیست؟

کنگر معمولی گیاهی است که به طور خودرو در طبیعت می‌روید. برگ‌های آن تیز و خاردار است و ساقه‌های کلفتی دارد که شکلش کمی شبیه کرفس است. از این گیاه در پختن غذاهایی مانند سوپ و خورش استفاده می‌شود و گاهی هم به صورت تازه و خام، داخل سالاد ریخته می‌شود. از گذشته‌های دور، خاصیت این گیاه شناخته شده بود؛ مثلاً در یونان و مصر باستان، مردم متوجه شده بودند که کنگر به هضم بهتر غذا کمک می‌کند. همچنین در اروپای قرن شانزدهم، این سبزی میان ثروتمندان و اشراف محبوبیت زیادی داشت و از آن استفاده می‌کردند.

لنگر چیست؟

لَنگَر وسیله‌ای است که برای ثابت نگه داشتن کشتی یا قایق در آب استفاده می‌شود. این وسیله معمولاً به کف دریا متصل می‌شود و باعث می‌شود شناور در یک نقطه بماند و جابه‌جا نشود. [1]

معنی ضرب المثل کنگر خورده لنگر انداخته

۱- یعنی آنقدر در مهمانی مانده و غذا خورده که فکر رفتن هم به سرش نمی‌زند.

۲- این ضرب‌المثل را برای افراد تنبل و راحت‌طلب هم به کار می‌برند، چون نه تنها کاری انجام نمی‌دهند، بلکه مدام در حال خوردن هستند! همچنین به آدم‌های پررو نیز این مثل را نسبت می‌دهند.

۳- لنگر انداختن به معنای ماندن بیش از حد در یک جا و باعث زحمت و ناراحتی دیگران شدن است. کسی که “لنگر می‌اندازد”، انگار که در جایی میخکوب شده و توان حرکت از او گرفته شده است! به همین دلیل در همان محل می‌ماند و قصد ترک آن را ندارد.

۴- به زبان ساده‌تر؛ یعنی کسی که به مهمانی رفته و بیشتر از حد معمول و معقول در آنجا باقی مانده و باعث ناراحتی و زحمت صاحبخانه شده است.

پیشنهادی: ضرب‌المثل “رو که نیست، سنگ پای قزوینه”

اختصاصی- آرین لوتوس
[1] ویکی‌پدیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن