معنی کلمه Less به فارسی با چند مثال

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Less به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی می‌خواهید بگویید چیزی از چیز دیگری کم‌تر یا کوچک‌تر است، از کلمه «less» استفاده کنید.

وقتی «less» به عنوان صفت به کار می‌رود، معمولاً قبل از اسم‌های غیرقابل شمردن می‌آید:

این روزها وقت آزادم از پارسال کمتر است.
در فصل زمستان، خیلی از مردم کمتر ورزش می‌کنند چون بیشتر در خانه می‌مانند.
اگر گوشت کمتر و میوه و سبزیجات بیشتری بخورید، احتمالاً سالم‌تر خواهید بود.
می‌شود انرژی کمتری مصرف کنید؟
کم کردن بودجه معمولاً باعث می‌شود هزینه‌ها کمتر شود. (می‌توانید «less» را با مصدرهای ingدار هم به کار ببرید.)

اگر «less» به عنوان قید استفاده شود، معنی فعل یا صفت را تعدیل می‌کند:

اگر موزها را از مغازهٔ آنطرف بخرید، ارزان‌تر هستند.
جو بعد از اینکه دوست‌دخترش برای دانشگاه به شهر دیگری رفت، کمتر او را می‌بیند.
آنها بعد از آتش‌سوزی خانه‌شان، کمتر نسبت به آینده مطمئن هستند.
باب برای آن شغل انتخاب نشد، چون صلاحیتش از بقیه متقاضیان کمتر بود.
وقتی جوان‌تر بودم کمتر نگران بودم. اما حالا دربارهٔ همه چیز بیشتر نگرانی دارم.

کلمه «less» گاهی به عنوان اسم هم به کار می‌رود:

می‌توانیم با چیزهای کم‌تر هم زندگی خود را بگذرانیم.
هرچه کمتر در این مورد حرف بزنید بهتر است.
در مورد این ویروس خیلی کمتر از چیزی که مسئولان می‌گویند اطلاعات داریم.
حالا که بازنشسته شده‌اند، کارهای کمتری برای انجام دادن دارند.

اگر به «less» پسوند «en-» اضافه کنید، فعل «lessen» ساخته می‌شود که به معنای «کم کردن» یا «کاهش دادن» است. (این را با «lesson» به معنی درس اشتباه نگیرید.)

پیاده‌روی تا محل کار به جای رانندگی، می‌تواند استرس شما را کمتر کند.
خوردن یک آسپرین ممکن است دردتان را کاهش دهد.
دولت‌های جهان سعی می‌کنند تأثیر ویروس کرونا روی اقتصاد کشورشان را کم کنند.

بعضی عبارت‌های رایج وجود دارند که در آن‌ها از «less» استفاده شده است:

می‌شود با چیزهای کمتر، کارهای بیشتری انجام داد.
کمتر، بیشتر است. (این عبارت زمانی استفاده می‌شود که بخواهیم به رویکرد ساده‌گرایانه در چیزی اشاره کنیم.)
برایم کاملاً بی‌اهمیت است. / اصلاً برام مهم نیست.
کمتر حرف، بیشتر عمل. (عمل کردن بسیار بهتر و ثمربخش‌تر از حرف زدن است.)
ما بدِ کوچک‌تر را از بین دو بد انتخاب کردیم. (یعنی از بین دو گزینه بد، آن که بهتر بود را برگزیدیم.)

او راهی را رفت که کمتر کسی در آن قدم گذاشته بود. (این اشاره به شعر رابرت فراست با نام «راهی که کمتر کسی پیموده» دارد، شعری که در آن فردی باید تصمیم مهمی بگیرد. بر اساس بیشتر تفسیرها، این تصمیم چالش بزرگ‌تری به همراه دارد و به همین دلیل تحسین‌برانگیزتر است.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن