معنی کلمه Rare به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word rare
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Rare به فارسی با مثالهای کاربردی
چیزهایی که پیدا کردنشان سخت است یا بهندرت پیش میآیند، «نادر» نامیده میشوند.
دن یک سکهی نادر پیدا کرد که قیمت خیلی بالایی دارد.
دیدن این تعداد غاز در این فصل از سال، اتفاق نادری است.
گروه رولینگ استونز هفتهی گذشته یک اجرای نادر در کوبا داشت.
به دنیا آوردن پنجقلو برای یک زن، بسیار نادر است. (پنجقلو یعنی پنج نوزاد)
ماه آبی یک پدیدهی نادر است.
واژهٔ «rare» برای توصیف استیک گاوی هم به کار میرود که زیاد پخته نشده باشد.
استیکی که به صورت «rare» سفارش داده شود، داخلش هنوز قرمز است.
وینس استیکش را به صورت «rare» سفارش داد.
همسرش استیکش را به صورت «medium-rare» خواست. (یعنی کمی بیشتر از «rare» پخته شده است.)
اگر به انتهای کلمهٔ «rare» حروف «ly» اضافه کنیم، قید «rarely» به دست میآید که معنای آن تقریباً برابر با «تقریباً هیچوقت» است.
او بهندرت قبل از ساعت ۹ صبح بیدار میشود.
ما بهندرت در ماه سپتامبر برف میبینیم.
ناتانیل بهندرت در مدرسه حاضر میشود. او دانشآموز خیلی خوبی نیست.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































