معنی کلمه Resist به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word resist
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Resist به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “مقاومت کردن” وقتی به کار میرود که کسی تصمیم میگیرد در برابر چیزی بایستد و کاری را انجام ندهد.
مقاومت در برابر کیک شکلاتی واقعاً سخت است.
یه تکه پیتزای دیگر؟ نمیتوانم نه بگویم!
شیلا نتوانست در برابر یک پیشنهاد شغلی عالی که لازم بود از شهرش نقل مکان کند، مقاومت کند.
مأمور پلیس به آن فرد گفت در موقع دستگیر شدن مقابله نکند.
بهتر است در برابر پیشنهادهایی که قول پول درآوردن راحت را میدهند مقاومت کنی، چون معمولاً یک مشکل پشت آن هست.
باید در برابر هر وسوسهای که ممکن است به دردسر ختم شود، ایستادگی کنی.
آنتونی پیشنهاد پیوستن به یک گروه خلافکار را رد کرد، چون میدانست بعداً برایش مشکلساز خواهد شد.
سارا از گذاشتن یک نظر منفی در فیسبوک خودداری کرد، چون فهمید حرفی که میخواست بزند، ناجوانمردانه است.
خرگوشها سعی میکنند که گرفتار نشوند.
ماهیها برای فرار از قلاب میجنگند.
آدمها به طور غریزی وقتی میفهمند کاری اشتباه است، در برابر آن مقاومت میکنند.
کلمه “مقاومت” به عنوان یک اسم به کار میرود.
یک حرکت مقاومتی سراسری در برابر بیعملی دولت درباره کنترل اسلحه وجود دارد.
مقاومت سازمانیافته در برابر خشونت پلیس، به بهتر شدن روابط بین پلیس و مردم کمک کرده است.
برعکس مقاومت، همکاری است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































