معنی کلمه Set به فارسی با چند مثال

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Set به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه «set» را می‌توان به شکل‌های مختلفی به کار برد؛ هم به عنوان فعل، هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت. این کلمه معانی گوناگونی دارد.

وقتی «set» به عنوان فعل استفاده می‌شود، معمولاً به معنای قرار دادن، ایجاد کردن، برنامه‌ریزی یا آماده کردن چیزی است:

– لطفاً میز غذا را بچین. (یعنی بشقاب‌ها، قاشق و چنگال، دستمال و بقیه چیزها را روی میز بگذار.)
– دوندهٔ مسابقه ماراتن یک رکورد جدید به جا گذاشت.
– باید یک روز برای جلسه مشخص کنیم.
– گوئن و ناتان روز عروسی خود را معین کردند.
– پلیس برای دستگیری چند مجرم یک تله کار گذاشت.
– باید ساعت کامپیوترم را تنظیم کنم.
– خورشید چه ساعتی غروب می‌کند؟ (set = غروب کردن)
– این داستان در کجای جهان اتفاق می‌افتد؟ (set = رخ دادن)

وقتی «set» به عنوان اسم به کار می‌رود، به معنای یک مجموعه یا چیدمان است:

– پاملا یک دست چاقو به عنوان هدیه خانه‌جدیدی دریافت کرد.
– آیا خانه‌تان یک صفحه شطرنج دارید؟
– بچه‌های آن طرف خیابان در حیاط پشتی یک مجموعه تاب و سرسره دارند.
– باید یک سرو جدید قاشق و چنگال تهیه کنیم.
– گروه به سرعت برای بخش بعدی اجرایش آماده شد. (set = بخشی از یک برنامه)
– سکوت در صحنه فیلمبرداری. (set = محل فیلمبرداری و اجرای بازیگران)

وقتی «set» به عنوان صفت استفاده می‌شود، به معنای آماده بودن یا ثابت بودن است:

– آیا برای سفرت کاملاً آماده هستی؟
– این جعبه‌ها کاملاً بسته‌بندی شده و آماده ارسال هستند.
– کیم و ایگور مصمم هستند که به نیویورک نقل مکان کنند. (be set on = برای کاری مصمم بودن)
– معلم صبر کرد تا همه دانش‌آموزان سر جای خود بنشینند و حواسشان جمع باشد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن