معنی کلمه Skinny به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word skinny
بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم
ترجمه کلمه Skinny به فارسی با مثالهای کاربردی
از کلمه “لاغر” برای توصیف کسانی یا چیزهایی که باریک و کمجثه هستند استفاده میشود. لاغر بودن نقطهٔ مقابل چاق بودن است.
پاهای او لاغر است.
افراد لاغر میتوانند لباسهای تنگ بپوشند.
اگر لاغر باشید، شاید غذای کافی نمیخورید.
دکتر به ونسا گفت که باید وزنش را بیشتر کند چون بیش از حد لاغر شده بود.
مدلهای لباس بهطور معروفی لاغر هستند.
بازوهای لاغر برای یک مرد زیبا نیستند.
کسی که “همه پوست و استخوان” است، خیلی لاغر است. (“همه پوست و استخوان” یک اصطلاح است.)
این واژه برای توصیف چیزها هم کاربرد دارد:
شلوارهای جین لاغری (اسکینی) بین جوانان پرطرفدار است.
کراواتهای باریک در دهه ۱۹۸۰ میان مردان محبوب بودند.
ورودی غار برای رد شدن بیشتر افراد زیادی باریک است.
در حیاط جلوی خانهمان یک درخت بلند و باریک داریم.
آن خانه از بیرون دراز و لاغر به نظر میرسد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.














































