معنی کلمه Skunk به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word skunk
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Skunk به فارسی با مثالهای کاربردی
اسکَنْک (Skunk) یک پستاندار کوچک است که برای محافظت از خود از غدههای مخصوصی که دارد، یک بو تولید میکند. این بو که خیلی تند و ناخوشایند است، به عنوان یک وسیله دفاعی عمل میکند. حتی بعد از مرگ این حیوان هم این بو در فضا پخش میشود. این اتفاق بهخصوص در جادههای آمریکا زیاد دیده میشود، چون خیلی از اسکَنْکها زیر ماشینهای سریع میروند.
اوه، این چه بویی است؟ بوی اسکَنْک میدهد.
یک نفر به اسکَنْک زده.
اینجا بوی اسکَنْک میدهد.
معلم ورزش ما بدتر از یک اسکَنْک بو میدهد.
عبارتهای مختلفی در انگلیسی هستند که از کلمه “اسکَنْک” استفاده میکنند.
او مثل یک اسکَنْک مست است. (یعنی خیلی زیاد الکل خورده است.)
ما از تیم مقابل شکست سنگینی خوردیم. (یعنی اصلاً خوب بازی نکردیم و آنها کاملاً برنده شدند.)
جو برای ماهیگیری روی یخ رفت و دست خالی برگشت. (یعنی حتی یک ماهی هم نگرفت.)
یاسمین موقع رد شدن از فروشگاه “مِیسی”، با عطر یک فروشنده مواجه شد که خیلی به او اسپری کرد. (یعنی آن شخص بیش از حد عطر روی او پاشید.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.














































