معنی کلمه Slick به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word slick
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Slick به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر چیزی «slick» باشد، یعنی صاف یا لیز است.
مواظب باش. امروز جادهها لیز هستند. (جادهها لغزنده است.)
طوفان یخ و سپس بارش برف، سطح بزرگراهها را بسیار لیز کرد.
یک پیست یخ صاف و هموار برای اسکیت بازی مناسب است.
اگر چیزی «slick» باشد، ممکن است به معنای جذاب، هوشمندانه یا کاربردی هم باشد.
این روش خیلی هوشمندانهای برای انجام کارهاست.
یک برنامه* روی گوشی من، ضربان قلبم را چک میکند. واقعاً کارش روان و عالی است.
شعبدهباز، ترفندهای سریع و زیرکانۀ زیادی بلد است.
وقتی کلمۀ «Slick» برای توصیف یک نفر به کار میرود، میتواند به این معنا باشد که آن فرد زیرک، مکار یا حتی فریبکار است:
مواظب آن مرد باش. آدم بسیار زرنگی است.
بازیکن ورق آنقدر حرفهای و زیرک بود که هیچکس نفهمید تقلب میکند.
ماریو برای پلیس زیادی باهوش و فرار است. آنها نمیتوانند او را گیر بیندازند.
*app: برنامه
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.














































