معنی کلمه Stack به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word stack
امروز میخواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Stack به فارسی با مثالهای کاربردی
این سکهها روی هم قرار گرفتهاند. چند دسته سکه در اینجا دیده میشود. فردی این سکهها را روی هم چیده است.
وقتی اشیاء به صورت عمودی روی هم قرار میگیرند، میتوان گفت که آنها “انباشته” شدهاند.
در این مثالها، کلمه “stack” به عنوان فعل به کار رفته است:
معلم کتابها را روی میز چید.
لطفاً ظرفها را در کابینت مرتب بچینید.
کسی که در انبار کار میکند، جعبهها را منظم کرده و روی هم میچیند.
در این مثالها، کلمه “stack” به عنوان اسم استفاده شده است:
چند دسته کتاب روی میزها قرار دارد.
ظرفها را به صورت یک دسته مرتب کن.
او یک توده از جعبهها را با لیفتراک جابهجا کرد.
در این مثالها، کلمه “stack” به صورت صفت به کار رفته است:
تعدادی کتابِ روی هم چیده شده، بیش از حد بلند شده بود و ریخت.
ظرفها هنوز روی هم چیده نشدهاند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































