بشقاب به آلمانی: معنی، کاربرد و نکات کلیدی

حتماً برایتان پیش آمده که در آشپزخانه یا سر میز غذا فکر کنید به آلمانی به بشقاب چه میگویند. اگر تازه شروع به یادگیری زبان آلمانی کردهاید، یکی از اولین چیزهایی که باید یاد بگیرید، همین کلمات ساده و پرکاربرد روزمره است. در این نوشته میخواهم به طور کامل و ساده در مورد کلمه “بشقاب” در زبان آلمانی با شما صحبت کنم.اگر دوست دارید با بهترین کلاسهای آموزش زبان آلمانی در رشت آشنا شوید، میتوانید به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در رشت سر بزنید.در اینجا فقط معنی کلمه را یاد نمیگیرید، بلکه با مثالهای کاربردی، عبارتهای مرتبط و نکاتی درباره فرهنگ غذا خوردن در آلمان هم آشنا میشوید تا بتوانید در موقعیتهای واقعی با اطمینان از این کلمه استفاده کنید.
در این نوشته میخوانید:
معنی و کاربرد کلمه بشقاب در آلمانی
انواع بشقاب و نامهای مربوط به آن
جملههای کاربردی با کلمه بشقاب
اصطلاحهای رایج با کلمه Teller
نکات فرهنگی و اجتماعی درباره استفاده از بشقاب در آلمان
چیدمان میز
غذا خوردن و تمیز کردن بشقاب
شستن ظروف
نکتههای مهم برای یادگیری کلمه بشقاب در آلمانی
جمعبندی
پرسشهای متداول
بشقاب به زبان آلمانی چه میشود؟
چطور از کلمه بشقاب در جمله استفاده کنیم؟
چه کلمههای دیگری به بشقاب مربوط میشوند؟
معنی و کاربرد “بشقاب” در زبان آلمانی
کلمه اصلی ما برای گفتن «بشقاب» در زبان آلمانی، **der Teller** است. همانطور که احتمالاً میدانید، در زبان آلمانی برای هر اسم یک جنسیت دستوری در نظر گرفته میشود و **der Teller** از جمله اسمهای مذکر به حساب میآید. این جنسیت مذکر، وقتی مهم میشود که بخواهیم از حرف تعریف یا صفتها در کنار این اسم استفاده کنیم.
Der Teller: کلمه اصلی برای بشقاب

همانطور که گفتم، کلمه **der Teller** معمولترین و استانداردترین واژه برای گفتن «بشقاب» در زبان آلمانی است. برای اینکه بهتر متوجه شوید، در ادامه چند نمونه از کاربرد آن را میبینید:
Ich brauche einen Teller. (من به یک بشقاب نیاز دارم.)
Der Teller ist sauber. (بشقاب تمیز است.)
Bitte gib mir den Teller. (لطفاً بشقاب را به من بده.)
همانطور که در جملهها مشاهده میکنید، با تغییر نقش کلمه در جمله، حرف تعریف آن هم عوض میشود. این قسمت از دستور زبان آلمانی برای کسانی که تازه شروع به یادگیری کردهاند، اهمیت زیادی دارد و باید روی آن تمرکز کنند.
انواع بشقابها و نامهای مرتبط
در زبان آلمانی، همانند فارسی، برای انواع مختلف بشقابها نامهای جداگانهای وجود دارد. شناختن این واژهها به شما کمک میکند در موقعیتهای گوناگون دقیقتر و مناسبتر صحبت کنید:
Der Suppenteller: بشقاب مخصوص سوپ
Der Speiseteller: بشقاب اصلی غذا
Der Kuchenteller: بشقاب مخصوص کیک
Der Brotteller: بشقاب نان
Die Untertasse: نعلبکی (که هرچند جزو بشقابها بهشمار نمیرود، اما معمولاً همراه فنجان و به عنوان بخشی از یک ست استفاده میشود)
یادگیری این کلمات مربوط به آشپزخانه، دایره واژگان شما را افزایش میدهد و باعث میشود در مکالمات روزمره اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.
جملات کاربردی با “der Teller”
برای اینکه بتوانید عبارت «بشقاب به آلمانی» را به درستی در جملهها استفاده کنید، در ادامه چند مثال کاربردی به همراه معنی فارسی آنها آورده شده است:
| جمله آلمانی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Kannst du bitte die Teller spülen? | میتوانی لطفاً بشقابها را بشویی؟ |
| Wir brauchen mehr Teller für die Gäste. | ما به بشقابهای بیشتری برای مهمانها نیاز داریم. |
| Der Teller ist leer. | بشقاب خالی است. |
| Stell die Teller in den Schrank. | بشقابها را داخل کابینت بگذار. |
| Ich habe meinen Teller aufgegessen. | من غذای داخل بشقابم را کامل خوردم. |
همانطور که میبینید، فعلهای گوناگونی همراه با der Teller استفاده میشوند که هر کدام مفهوم ویژهای به جمله اضافه میکنند. به طور نمونه: spülen (شستن)، brauchen (نیاز داشتن)، stellen (گذاشتن) و aufessen (تمام خوردن).
اصطلاحات مرتبط با Teller
گاهی اوقات، واژهها علاوه بر معنی اصلی خود، در ترکیبهای روزمره هم به کار میروند. اگرچه در مورد کلمهٔ “Teller” اصطلاحات پیچیده و زیادی وجود ندارد، اما چند عبارت کاربردی مرتبط با آن هست که در موقعیتهای مختلف به کار میآیند:
Tellerwäsche: به معنی شستن ظروف است (کاری که معمولاً پس از غذا انجام میشود).
Etwas auf den Teller bekommen: یعنی غذایی برای خوردن دریافت کردن.
Jemandem nichts in den Teller legen: یعنی به کسی چیزی ندادن یا کمک نکردن (این عبارت بیشتر در گفتار غیررسمی استفاده میشود).
به کار بردن این اصطلاحات در صحبتهای روزمره، هم باعث جذابیت گفتار شما میشود و هم کمک میکند تا بیشتر شبیه کسانی باشید که به زبان آلمانی مسلط هستند.
اگر علاقهمند به یادگیری زبان آلمانی در زنجان هستید، برای آشنایی با مراکز آموزشی معتبر، میتوانید به صفحهٔ **بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در زنجان** مراجعه کنید.
جنبههای فرهنگی و اجتماعی استفاده از بشقاب در آلمان

در کشور آلمان، همچون بسیاری از نقاط جهان، فرهنگ و رسوم مرتبط با غذا خوردن، تأثیر زیادی بر شیوهی چیدن میز و استفاده از ظروف دارد.
چیدمان میز (Tischdeko)
در آلمان، چیدمان میز معمولاً ساده و بر اساس نیازهای روزمره انجام میشود، اما در موقعیتهای ویژه و مهمانیهای رسمی، این چیدمان میتواند بسیار شکیل و با جزئیات بیشتری همراه باشد. در این میان، بشقاب اصلی یا همان Der Teller، مهمترین بخش چیدمان محسوب میشود. معمولاً برای هر بخش از غذا — مانند پیشغذا، غذای اصلی و دسر — یک بشقاب جداگانه در نظر گرفته میشود که به ترتیب از بیرون به سمت داخل چیده میشوند.
صرف غذا و خالی کردن بشقاب
در آلمان، معمولاً این انتظار وجود دارد که غذایی که در بشقاب خود میریزید را کامل بخورید. اگر غذایی را در خانه میزبان دور بریزید، این کار ممکن است بیاحترامی یا نشانهی عدم تشکر به نظر برسد. البته منظور این نیست که بیش از حد غذا بخورید، بلکه بهتر است به اندازهی اشتهای خود غذا در ظرف بکشید تا چیزی هدر نرود.
شستن بشقابها (Geschirrspülen)
پس از صرف غذا، آلمانیها معمولاً ظرفها را یا با دست میشویند یا از ماشین ظرفشویی کمک میگیرند. در بسیاری از خانهها، کار شستن ظروف بین افراد خانواده پخش میشود و هر کسی در این کار مشارکت میکند.
نکات کلیدی برای یادگیری “بشقاب به آلمانی”
برای اینکه بتوانید کلماتی مثل der Teller و بقیه واژههای آلمانی را به خوبی یاد بگیرید، این راهنماییهای ساده را فراموش نکنید:
همیشه با حرف تعریف یاد بگیرید: در زبان آلمانی، جنسیت اساسمها خیلی مهم است. پس هیچ وقت Teller را بدون der به خاطر نسپارید. (der Teller)
فرم جمع کلمه را هم یاد بگیرید: جمع der Teller میشود die Teller. (خوشبختانه در این مورد تغییری در خود کلمه ایجاد نمیشود.)
کلمه را در جمله تمرین کنید: فقط حفظ کردن معنی کافی نیست. سعی کنید از کلمه در جملههای مختلف استفاده کنید.
با تصویر ارتباط برقرار کنید: وقتی به کلمهای مثل “بشقاب” برمیخورید، سعی کنید شکل یک بشقاب را در ذهنتان مجسم کنید.
از فلشکارت کمک بگیرید: فلشکارتها وسیلهای عالی برای یادگیری لغت هستند. روی یک طرف کارت، کلمه آلمانی و روی طرف دیگر، معنی فارسی و یک جمله نمونه بنویسید.
گوش دادن به مکالمات را فراموش نکنید: به پادکستها، فیلمها و سریالهای آلمانی گوش دهید تا ببینید مردم آلمان چگونه این کلمه و کلمات مرتبط را در گفتگوهای روزمره استفاده میکنند.
اگر این نکات را رعایت کنید، نه تنها der Teller، بلکه تعداد زیادی از کلمات آلمانی را برای همیشه و به شکلی مؤثر یاد خواهید گرفت. اگر در شهر ایلام به دنبال بهترین آموزشگاه برای قویتر کردن زبان آلمانی خود هستید، پیشنهاد میکنیم سری به صفحه **بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در ایلام** ما بزنید.
نتیجهگیری
در این بخش، به طور کامل با معنی و کاربرد کلمه آلمانی “der Teller” که به معنای “بشقاب” است آشنا شدیم. فهمیدیم که این کلمه، یک اسم مذکر محسوب میشود و انواع مختلفی از آن مانند بشقاب سوخوری و بشقاب کیک وجود دارد. علاوه بر این، یاد گرفتیم که چطور میتوان این کلمه را در جملههای مختلف به کار برد و با چند عبارت رایج و نکات فرهنگی مربوط به آن نیز آشنا شدیم. امیدوارم با خواندن این مطلب، دایره واژگان شما در حوزه آشپزخانه گستردهتر شده باشد و بتوانید با اعتماد به نفس بیشتری در موقعیتهای گوناگون از این واژه استفاده کنید. اگر به اطلاعات بیشتری درباره این کلمه نیاز داشتید، میتوانید به یک فرهنگ لغت معتبر مراجعه کنید. همیشه به خاطر داشته باشید که یادگیری زبان مانند یک سفر طولانی است و هر واژه جدیدی که میآموزید، یک قدم هرچند کوچک، اما بسیار ارزشمند در این مسیر به شمار میرود. اگر به طور منظم تمرین کنید، بدون شک به نتیجه دلخواه خواهید رسید!
سوالات متداول (FAQ)
بشقاب به زبان آلمانی چیست؟
در زبان آلمانی، به بشقاب “der Teller” میگویند. این کلمه از نظر دستوری، یک اسم مذکر محسوب میشود.
چطور میتوان بشقاب را در جملات به کار برد؟
میتوانید کلمه “der Teller” را در جملههای مختلفی استفاده کنید. برای نمونه میتوانید بگویید: “Ich brauche einen Teller.” که یعنی “من به یک بشقاب نیاز دارم.” یا در جمله “Der Teller ist sauber.” که معنی آن “بشقاب تمیز است.” میشود. همچنین بدانید که جمع کلمه “Teller” به صورت “die Teller” گفته میشود.
چه کلماتی دیگر به بشقاب وابسته هستند؟
واژههایی مثل «بشقاب سوپخوری»، «بشقاب غذاخوری» و «بشقاب کیکخوری» گونههای گوناگون بشقاباند که همگی به خانوادهٔ بشقاب تعلق دارند. همچنین، کارواژههایی مانند «شستن» و «تمامی غذای درون بشقاب را خوردن» هم معمولاً در کنار بشقاب به کار میروند.













































