معنی ضرب المثل ” روزی افتاده دست قوزی “

همه چیز درباره معنی و مفهوم ضرب‌المثل «روزی افتاده دست قوزی» + مثال

این ضرب‌المثل موقعی به کار می‌رود که چیزی باارزش یا پول، به دست کسی بیفتد که نمی‌داند چطور باید از آن استفاده کند یا قدرش را بداند. در واقع، می‌گوید آن نعمت یا فرصت خوب، به فرد نالایقی رسیده است.

**معنی و ریشه:**

در گذشته، «قوزی» به فردی گفته می‌شد که کوهان داشت. در فرهنگ عامه، گاهی این افراد را به دلیل ظاهرشان، افرادی ساده یا کم‌عقل می‌پنداشتند (که البته این نگاه کاملاً اشتباه و توهین‌آمیز است). بنابراین، وقتی می‌گفتند “روزی افتاده دست قوزی”، منظور این بود که روزی و ثروت، به جای فرد لایق، به دست کسی افتاده که نه می‌داند چیست و نه می‌تواند از آن بهره درستی ببرد. درست مثل اینکه یک گنجینه گرانبها را به یک کودک بدهید که ممکن است آن را با یک اسباب‌بازی معمولی عوض کند.

**مفهوم اصلی:**

مفهوم اصلی این ضرب‌المثل، “ناشایستگی” است. این مثل بر این نکته تأکید دارد که گاهی چیزهای خوب، مثل پول، مقام یا فرصت‌های طلایی، به افرادی می‌رسند که لیاقت و توانایی استفاده درست از آن را ندارند و در نهایت آن را به راحتی از دست می‌دهند یا بی‌ارزش می‌کنند.

**مثال‌های کاربردی:**

* وقتی کسی با خرید بلیت بخت‌آزمایی، یک‌باره ثروتمند می‌شود اما تمام پولش را در مدت کوتاهی بر باد می‌دهد، می‌گویند: «حقیقتاً که روزی افتاده بود دست قوزی.»
* اگر شرکتی پیشنهاد کاری فوق‌العاده‌ای به یک فرد تازه‌کار و بی‌تجربه بدهد، اما او نتواند از این فرصت استفاده کند، این ضرب‌المثل را به کار می‌برند.
* حتی در موقعیت‌های ساده‌تر، مثلاً وقتی کسی یک کتاب بسیار ارزشمند را به کسی امانت بدهد و آن شخص از کتاب به خوبی مراقبت نکند، ممکن است با ناراحتی بگوید: «گویی روزی افتاده دست قوزی.»

روزی افتاده دست قوزی

در این نوشته می‌خواهیم با هم معنی یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی آشنا شویم. در ادامه با ما همراه باشید.

روزی افتاده دست قوزی کنایه از چیست؟

۱- منظور از “قوزی” فردی است که کوهان یا برآمدگی در پشت خود دارد. در این ضرب‌المثل، مقصود کسی است که توانایی و شایستگی لازم را ندارد، اما وظیفه‌ای مهم به او سپرده شده و از عهدهٔ انجام درست آن برنمی‌آید. در واقع، در کارش نقص و کاستی وجود دارد.

۲- معمولاً این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که می‌خواهند حق یا سهمی را به صورت منصفانه بین افراد تقسیم کنند، اما این کار را به کسی می‌سپارند که نه تنها نمی‌تواند تقسیم عادلانه‌ای انجام دهد، بلکه با رفتار نادرستش دیگران را ناراضی و دلخور می‌کند.

مثال این ضرب المثل

برخی از مدیران و رؤسا با کارمندان خود طوری رفتار می‌کنند که گویی صاحب اختیار مطلق هستند و دیگران بندگان آن‌ها محسوب می‌شوند. (نعوذ بالله!) در نتیجه، هر کاری که بخواهند انجام می‌دهند: بی‌دلیل بر سر دیگران فریاد می‌کشند، از عملکردشان عیب‌جویی می‌کنند و در موارد شدیدتر، اگر با کسی دشمنی پیدا کنند، حقوقش را کم می‌کنند یا حتی چند ماه پرداخت نمی‌کنند.

علت این رفتار چیست؟ واضح است! چون درآمد و روزی این افراد در دست مدیر است و او می‌خواهد با این کارها قدرت خود را نشان دهد. انگار فکر می‌کند خودش خداست و روزی‌رسان دیگران!

اگر با چنین افرادی برخورد کرده باشید، حتماً متوجه کینه و احساس حقارتی شده‌اید که در درونشان دارند و سعی می‌کنند با زورگویی و تحقیر دیگران، این کمبودها را جبران کنند.

در چنین شرایطی، کارمندانی که از دست این مدیر خسته شده‌اند، با خود می‌گویند: روزی ما به دست فرد نالایقی افتاده است! یعنی کسی که شایستگی ندارد، می‌خواهد بر اساس میل خودش، زندگی مالی ما را کنترل کند.

بیشتر بخوانید: ضرب المثل با دست
اختصاصی-آرین لوتوس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن