معنی ضرب المثل ” پته روی آب افتادن “

این ضرب‌المثل موقعی به کار می‌رود که راز کسی آشکار شود یا کار پنهانی‌ای که انجام داده است، برملا گردد.

تصور کنید یک تکه پته (که نوعی پارچه پشمی ضخیم است) را روی آب بیندازید. پته به دلیل جنسش، به آرامی در آب فرو می‌رود و کاملاً آشکار می‌شود. این اتفاق، مثال خوبی برای زمانی است که یک عمل مخفیانه یا یک دروغ، ناگهان فاش می‌شود و همه از آن باخبر می‌گردند.

مثلاً وقتی کسی مدتی دور از چشم دیگران کاری انجام می‌دهد، اما ناگهان آن کار کشف می‌شود، می‌گویند: “پته‌اش روی آب افتاد”؛ یعنی رازش برملا شد و همه فهمیدند چه کاری انجام داده است.

این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که هیچ رازی برای همیشه پنهان نمی‌ماند و روزی حقیقت آشکار می‌شود، درست مانند پته‌ای که در نهایت روی آب دیده می‌شود.

معنی پته روی آب افتادن

در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی پته روی آب افتادن ؟

۱- معنی پته: یک نوع گذرنامه یا بلیط بود. همچنین به وسیله‌ای گفته می‌شد که در نهرهای شیب‌دار قرار می‌دادند تا آب را نگه دارند.
ضرب‌المثل «پته کسی روی آب افتاد» یعنی راز آن فرد فاش شد.

۲- داستان این ضرب‌المثل: در گذشته، وقتی می‌خواستند آب نهر را جمع کنند، چوب یا پته‌ای در مسیر آن می‌گذاشتند تا از آب برای شستن ظرف یا کارهای دیگر استفاده کنند. در فصل خشکی یا وقتی آب کم بود، بعضی‌ها شبانه به نهرها می‌رفتند و با گذاشتن یک سنگ یا چوب، مسیر آب را تغییر می‌دادند تا آب فقط به سمت خودشان جاری شود. گاهی جریان آب ناگهان قوی می‌شد و پته‌شان را با خود می‌برد و به سمت روستاهای دیگر می‌افتاد.
مردم وقتی پته را روی آب می‌دیدند، می‌فهمیدند که کسانی مخفیانه آب را برای خود برده‌اند. از آن زمان گفتند: «پته‌شان روی آب افتاد» یعنی کارشان لو رفته است.

۳- «پته روی آب افتادن» یعنی آبروی کسی رفت و کار پنهانی‌اش آشکار شد.
«پته کسی را روی آب ریختن» هم کنایه از این است که اسرار کسی را فاش کنیم و آبرویش را ببریم.

پیشنهاد مشابه:
ضرب‌المثل: دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد.
ضرب‌المثل‌های فارسی مرتبط با آب.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن