معنی کلمه Limp به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word limp
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Limp به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر کسی لنگان راه میرود، یعنی در پایش درد دارد یا مشکلی در ساق پایش پیش آمده است.
والی به خاطر اینکه پایش آسیب دیده، لنگ میزند.
سگ یک چیز تیز در پنجهاش فرو کرد و تمام راه تا خانه را لنگان لنگان آمد.
لنگیدن یولاندا بدتر شد، برای همین به پزشک مراجعه کرد. (در این جمله از “لنگیدن” به عنوان یک اسم استفاده شده.)
مرد پیر به خاطر آسیبی که در جنگ دیده، همیشه با حالت لنگیدن راه میرود.
چرا داری لنگ میزنی؟ آیا پایت آسیب دیده؟
کلمه “limp” همچنین برای نشان دادن ضعف یا ناتوانی در چیزی هم به کار میرود.
کار این فروشگاه در شروع دوران رکود، بسیار ضعیف و بیروح شد.
دم سگ وقتی فهمید به خاطر کندن زمین حیاط دردسرساز شده، بیحال و آویزان شد.
مشتری از فروشگاه عصبانی شد، چون پاسخ سست و بیاثری به شکایتش داده بودند. (limp-wristed: بیاثر؛ ضعیف)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































