معنی کلمه Patient به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word patient
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Patient به فارسی با مثالهای کاربردی
فردی که صبور است، میتواند در شرایط سخت شکیبایی کند و منتظر بماند.
باید صبور باشید و صبر کنید تا نوبت شما برسد.
بچهها الان خیلی صبور نیستند و میخواهند فوراً کیک را بخورند.
یک سگ صبور در خانه منتظر برگشتن خانوادهاش بود.
معلم ما خیلی باگذشت است و با دانشآموزان سختگیری کنار میآید.
هنری باید یاد بگیرد که صبور باشد. او خیلی بیطاقت است (کلمه “impatient” به معنای “بیصبر” برعکس “patient” است.)
کلمه patiently “صبورانه” یک قید است:
مردم با صبر منتظر ماندند تا اسمشان صدا زده شود.
دنیز با آرامش و حوصله با بچهها کار میکند.
تماشاگران در سالن تئاتر با صبر نشستند تا اجرا شروع شود.
کلمه patience “صبر” یک اسم است:
آنها هیچ صبری ندارند و نمیتوانند منتظر بمانند.
معلم ما وقتی پای بیانضباطی در کلاس به میان میآید، کمطاقت میشود. (او رفتارهای نادرست را تحمل نمیکند.)
این شرایط در حال آزمودن صبر من است.
گاهی کلمه “patient” برای اشاره به کسی که تحت درمان پزشکی قرار دارد، استفاده میشود:
دکتر در حال معاینه بیمار است.
او بیماران زیادی دارد که منتظر ملاقات با او هستند. (توجه: تلفظ کلمات “patients” و “patience” شبیه به هم است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































