معنی کلمه Play به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word play
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم!
ترجمه کلمه Play به فارسی با مثالهای کاربردی
بازی کردن یعنی از یک کار لذت ببری، فقط برای خوشگذرانی و برای اینکه با دیگران باشی.
بچهها عاشق بازی هستند.
آنها دوست دارند بازی کنند.
کودکان با بازی کردن با هم، چگونگی ارتباط با دیگران را یاد میگیرند.
ورزش کردن راه خوبی برای آشنا شدن با آدمهای جدید است.
بیا بیسبال بازی کنیم.
یا دوست داری فوتبال بازی کنیم؟
مهم این است که طبق قوانین بازی کنیم.
نواختن یک ساز موسیقی، راهی عالی برای آرامش یافتن است.
آیا بلدی سازی بنوازی؟
چه آهنگهایی را بلدی بزنی؟
کلمه «play» به عنوان یک فعل، وقتی استفاده میشود که بخواهیم درباره نقش یک نفر در یک اتفاق یا نتیجه صحبت کنیم، چه آن نتیجه خوب باشد چه بد:
شلی نقش مهمی در موفقیت شرکت داشته است. (این جمله در زمان حال کامل است.)
تاد هیچ نقشی در موفقیت سهماهه سوم نداشت، با اینکه ادعای آن را کرد.
فعالیتهای انسان نقش بسیار بزرگی در تغییرات آب و هوایی دارد.
کلمه «play» هم به صورت فعل به کار میرود و هم به صورت اسم. در مثالهای بعدی، این کلمه یک اسم است:
دیشب رفتیم یک نمایش تئاتر ببینیم.
بازیگران بسیار خوبی در آن نمایش بودند.
در بازی بیسبالی که دیشب نگاه میکردیم، بازیکن میانی یک حرکت مهم انجام داد.
او یک حرکت خوب انجام داد.
بازی با کلمات، مثل یک جمله دوپهلو، یک معنای دوم هم ایجاد میکند.
برای دیدن یک ویدیو در یوتیوب، روی دکمه پلی کلیک کن.
کلمه «player» (بازیکن) اسمی است که برای معرفی یک شخص استفاده میشود:
او یک بازیکن خوب فوتبال است. (برای کسانی که در ورزشهای گروهی شرکت میکنند از «بازیکن» استفاده کن.)
او یک تنیسباز بسیار خوب است.
توماس جانسون یک فرد بسیار مؤثر در به نتیجه رسیدن قرارداد بین دو شرکت بود.
کلمات دیگری هم هستند که از «play» ساخته شدهاند یا آن را شامل میشوند.
لئونا بیش از ۲۰۰ آهنگ در لیست پخش خود دارد. (لیست پخش = فهرستی از آهنگها که در یک دستگاه پخش میشوند)
کسانی که به بازی با کلمات علاقه دارند، خودشان را با حل کردن جدول و بازیهای کلمهای سرگرم میکنند.
داوران مسابقه، پخش مجدد ویدیو را نگاه کردند تا ببینند توپ از زمین خارج شده بوده یا نه. (پخش مجدد = بخش ضبطشده از یک لحظه از بازی)
روور یک تولهسگ بسیار بازیگوش است. (کلمه «بازیگوش» یک صفت است.)
چاک به شوخی و با شیطنت همکارانش را دست میاندازد. (کلمه «بازیگوشانه» یک قید است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.














































