معنی کلمه Prick به فارسی با چند مثال

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Prick به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی مقدار کمی خون از کسی گرفته می‌شود، از فعل “prick” استفاده می‌کنیم:

پرستار برای گرفتن نمونه خون، انگشت مرد را سوراخ کرد.
افراد دیابتی وقتی می‌خواهند قند خونشان را چک کنند، نوک انگشت خود را می‌زنند.
آیا می‌توانی برای آزمایش خون، خودت نوک انگشتت را بزنی؟
شارلین موقع درست کردن شام، تصادفاً انگشتش را با یک چاقوی کوچک برید.
تیغ روی ساقهٔ گل رز آنقدر تیز است که می‌تواند انگشت کسی را زخمی کند.

 
کلمه “prick” در زبان عامیانه هم کاربرد دارد. در این حالت، یک اصطلاح بی‌ادبانه است و معنایی مشابه “jerk” (یعنی آدم بی‌ادب یا خودخواه) دارد.

چرا اینجوری مثل یک آدم بی‌ادب رفتار می‌کند؟
اون پسر واقعاً بی‌ادب است.
اینقدر بی‌ادب نباش.
دوست‌پسر روندا هر وقت که کنار اوست، رفتارش بی‌ادبانه است.

 
کلمه “prickly” یک صفت است:

کاکتوس یک گیاه پرتیغ است. (یعنی سوزن‌های تیزی دارد.)
امروز صبح وقتی وندی به رئیسش سلام کرد، پاسخ تند و عصبی از او گرفت. (prickly یعنی عصبانی و ناراحت)
آن علف‌های هرز پر از خار هستند. برای کندن آن‌ها از زمین حتماً باید دستکش بپوشی.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن