معنی کلمه Rinse به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word rinse
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Rinse به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی میخواهید چیزی را تمیز کنید یا کف صابون را از روی آن پاک کنید، معمولاً از واژهی «شستشو» استفاده میشود.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| rinse
با آب شستن |
rinsed
شسته شد |
rinsed
شسته شده |
گلوریا قبل از این که کاهو را داخل سالاد بریزد، سه بار آن را با آب شست.
شستن بعضی از میوهها و سبزیجات قبل از خوردن بسیار مهم است، چون ممکن است مواد شیمیایی یا سموم روی آنها باشد.
دیو دارد گل و لای را از روی ماشینش میشوید.
مطمئن شوید همهٔ کف شامپو از موهایتان پاک شده باشد.
میتوانید با آن شلنگ، شنهای روی پاهایتان را بشویید.
کلمه “rinse” به عنوان اسم هم به کار میرود:
موهایش را خوب آبکشی کرد.
آن سیب ها را بشویید.
ماشین نیاز به آبکشی دارد تا تمام نمک از بین برود. (نمک برای ذوب یخ در کشورهای دارای هوای سرد استفاده می شود. به فلز آسیب می رساند.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین، برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.














































