معنی کلمه Star به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word star
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Star به فارسی با مثالهای کاربردی
آن نقاط نورانی کوچک در آسمان که به آنها ستاره میگوییم، در شبهای صاف و بدون ابر دیده میشوند.
ستارهها در شب ظاهر میشوند.
صورت فلکی، گروهی از ستارههاست که با هم دیده میشوند.
شما در جایی که زندگی میکنید، چقدر میتوانید ستارهها را به وضوح ببینید؟
ما از کلمه “ستاره” برای توصیف افراد مشهور و هنرمندان نیز استفاده میکنیم. جملههای زیر نشان میدهند که چطور میتوان از این کلمه به عنوان فعل، اسم و صفت استفاده کرد:
آنجلینا جولی در یک فیلم جدید بازی میکند. (فعل)
او یک ستاره سینما است. (اسم)
مایکل جردن وقتی برای تیم شیکاگو بولز بازی میکرد، یک ورزشکار درخشان بود. (صفت)
بونو خواننده گروه یو۲ است. او یک ستاره راک است. (اسم)
وارن بافت یک سرمایهگذار بسیار موفق است. بسیاری از اهالی کسبوکار به نظراتش توجه میکنند. (صفت)
آرنولد شوارتزنگر در بسیاری از فیلمها بازی کرده است قبل از اینکه فرماندار کالیفرنیا شود. (فعل)
توجه: تقریباً همه بچهها در آمریکا شعر “چشمک بزن ستاره کوچولو” را از بر هستند:
Twinkle, twinkle little star,
How I wonder what you are,
Up above the world so high,
Like a diamond in the sky.
Twinkle, twinkle little star,
How I wonder what you are.
چشمک، ستاره کوچک چشمک زن،
چقدر تعجب میکنم تو چی هستی
آنقدر بالاتر از دنیا،
مثل الماس در آسمان.
چشمک، ستاره کوچک چشمک زن،
چقدر تعجب می کنم که تو چی هستی
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































