معنی کلمه Crunch به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word crunch
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Crunch به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “crunch” میتواند هم به یک صدا اشاره کند و هم به یک عمل. این صدا یا عمل وقتی اتفاق میافتد که چیزی فشرده شود، بشکند، روی آن راه بروند، خورده شود، فشار داده شود یا ضربه ببیند:
* راه رفتن روی برگهای خشک، این صدا را ایجاد میکند.
* وقتی چیپس سیبزمینی میخورید، با بسته شدن دهانتان روی آن، این صدا را میشنوید.
* هنگام خوردن کراکرها نیز این صدا به گوش میرسد.
* وقتی روی یخ یا برف قدم میگذارید، زیر پایتان این صدا میآید.
* خیلی از افراد دوست دارند صبحانه یک کاسه غلات بخورند. بسیاری از این غلات موقع خوردن، همین حالت را دارند و ترد هستند.
واژه “crunchy” در واقع شکل صفتی “crunch” است.
* من چیپس سیبزمینی را فقط در صورتی میخورم که ترد باشد.
* وقتی علف خشک میشود، رنگش قهوهای شده و حالت ترد پیدا میکند.
* برگها هم پس از خشک شدن، ترد میشوند.
* کراکرها باید ترد باشند. اگر اینطور نباشند، یعنی کهنه و بیات شدهاند.
* هیچ چیز لذتبخشتر از خوردن یک سیب محکم و ترد نیست.
علاوه بر این، از کلمه “crunch” گاهی برای صحبت در مورد کمبود وقت یا هنگام کار کردن با پول و اعداد نیز استفاده میشود. این یک نوع اصطلاح محاورهای است:
* ما در پایان روز با کمبود وقت مواجه خواهیم شد. (یعنی زمان کافی نداریم.)
* ما واقعاً در مضیقه زمانی هستیم.
* این، زمان بحرانی و فشار کار است. این پروژه باید حتماً تا فردا تمام شود. (یعنی به زمان تحویل کار نزدیک شدهایم.)
* حسابداران ما مشغول بررسی و محاسبه اعداد هستند تا بودجه جدید را آماده کنند. (یعنی در حال انجام محاسبات دقیق هستند.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.














































