معنی کلمه Crummy به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word crummy
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Crummy به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “Crummy” یک واژه توصیفی برای چیزها یا شرایطی است که کیفیت خوبی ندارند. این کلمه تقریباً همان معنی “بد” را میدهد. “Crummy” یک صفت رایج و پرکاربرد است، اما بعید است آن را در کتابهای درسی انگلیسی مدرسه ببینید.
امروز هوا اصلاً خوب نیست. هم سرد است و هم باران میبارد.
بچهها در مهمانی اوقات خوبی نداشتند.
لوسیندا از اینکه شغلش را ترک کرد پشیمان نبود، چون رئیسش رفتار مناسبی نداشت و حقوقش هم کم بود.
قطع کردن رابطه با دوستپسرش از طریق تلفن، کار درستی نبود.
حالم خوب نیست. سردرد دارم و بینیم هم کیپ شده است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.














































