بررسی موسیقی فیلم بوی پیراهن یوسف

فیلم “بوی پیراهن یوسف” به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا درباره آزادگان جنگ ساخته شده است. موسیقی این فیلم از بخشهای بسیار موفق آن به شمار میرود که حتی امروز نیز مردم آن را به آرامی زیر لب زمزمه میکنند. در این نوشته از وبلاگ آرین لوتوس، نگاهی به موسیقی فیلم بوی پیراهن یوسف خواهیم داشت.
آهنگساز بوی پیراهن یوسف که بود؟
موسیقی فیلم «بوی پیراهن یوسف» ساخته مجید انتظامی است. این اثر، اولین همکاری میان انتظامی و ابراهیم حاتمیکیا نبود؛ این دو هنرمند پیش از این نیز در فیلم «از کرخه تا راین» با یکدیگر کار کرده بودند. اگر بخواهیم درباره مجید انتظامی بیشتر بدانیم، باید بگوییم که او از دهه ۱۳۵۰ تا امروز، بیش از ۸۰ قطعه موسیقی برای فیلمهای مختلف ساخته است. همچنین او با دریافت ۵ سیمرغ بلورین، رکورددار کسب بیشترین تعداد این جایزه در بخش بهترین موسیقی متن در جشنواره فیلم فجر است. آلبوم موسیقی فیلم «بوی پیراهن یوسف» در ۱۹ قطعه و با مدت زمان ۵۱ دقیقه منتشر شده است. مجید انتظامی برای خلق موسیقی این فیلم تلاش بسیار کرد و نتیجه خوبی گرفت. این موسیقی آنقدر مورد استقبال قرار گرفت که انتظامی آن را با ارکستر سمفونیک تهران در تالار وحدت به اجرا درآورد. در آن برنامه مریلا زارعی نیز به عنوان راوی داستان حضور داشت.
از زبان مجید انتظامی:
مجید انتظامی درباره نحوه ساختن موسیقی فیلم بوی پیراهن یوسف این گونه گفت: برای این فیلم هم بسیار زیاد قطعه نوشتم. به عنوان نمونه، برای بخش تونل، چندین بار آهنگ ساختم. هر بار که آقای حاتمیکیا قطعه را میشنید، میگفت عالی است و همان را میخواهد. اما من پس از رفتنش، دوباره دست به کار میشدم و بازنویسی میکردم تا در نهایت به نتیجه دلخواه خودم برسم. سرانجام در نیمهشبی کار را به پایان رساندم و در همان لحظه به او تلفن زدم. ایشان گفتند: میدانی الان ساعت چند است؟ من واقعاً دیگر روز و شب را تشخیص نمیدادم و حتی وعدههای غذایی را فراموش میکردم.
یا در قسمتی که شخصیتها دور میدان میچرخند، من برای خودم یک روایت خیالی ساخته بودم. این روش همیشه شیوه کار من بوده. در بسیاری از فیلمها، برخی صحنهها در نهایت نمایش داده نمیشوند؛ من آن صحنههای حذف شده را در ذهنم تصور میکردم و بر اساس آن تصویر ذهنی، موسیقی متن را میساختم. مثلاً کارگردان شخصیتی را مقابل یک دیوار قرار داده و دوربین به صورتش نزدیک میشود. هدف کارگردان این بوده که بیننده حس کند شخصیت به گذشتهاش در جبهه یا دوران اسارت فکر میکند، ولی در فیلم فلاشبکی وجود ندارد. من آن صحنه را در ذهنم میساختم و سعی میکردم بر اساس آن پیش بروم. از آنجا که این ایده در ذهن کارگردان بوده و در فیلم نیامده، موسیقی به خوبی بر تصویر مینشست. گاهی هر کسی که به خانهام میآمد، از همسر و پدرم تا دوستانم، قطعات اولیه را برایشان پخش میکردم و نظرشان را میپرسیدم.














































