تاریخچه سرود جینگل بلز

یکی از معروف‌ترین آهنگ‌هایی که در جشن کریسمس پخش می‌شود، سرود شاد «جینگل بلز» است. این آهنگ برای کسانی که این روز را جشن می‌گیرند، بسیار محبوب و ویژه است و از سال‌های بسیار دور، بخشی مهم از جشن کریسمس بوده است. در ادامه این نوشته در وبلاگ آرین لوتوس، با داستان و پیشینه این سرود قدیمی بیشتر آشنا خواهید شد.

تاریخچه سرود جینگل بلز

آهنگ “جینگل بلز” مشهورترین ترانه کریسمس در جهان است که مردم بسیاری از کشورها آن را می‌شناسند و می‌خوانند. نام این آهنگ را در فارسی می‌توان “زنگ‌های جرینگ‌جرینگ” گذاشت.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره چرا پیانو ساز مادر است ؟ بیابید.

جیمز لرد پیرپانت، که یک نوازنده و شاعر آمریکایی بود، این ملودی و ترانه را در پاییز سال ۱۸۵۷ خلق کرد. نام اولیه این اثر “سورتمه‌ای با یک اسب” بود. امروزه این آهنگ کاملاً به نمادی برای کریسمس تبدیل شده، اما جالب است بدانید که در ابتدا برای جشن شکرگزاری ساخته شده بود.

متن سرود جینگل بلز

صدای زنگوله‌ها، صدای زنگوله‌ها
همه‌جا این صدا می‌آید
آه، چه شادی می‌آورد سواری
با آن سورتمه روباز که یک اسب آن را می‌کشد، هی

صدای زنگوله‌ها، صدای زنگوله‌ها
همه‌جا این صدا می‌آید
آه، چه شادی می‌آورد سواری
با آن سورتمه روباز که یک اسب آن را می‌کشد

مقاله نحوه نگهداری صحیح از پیانو حاوی اطلاعات جامعی است.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره اجرایی بسیار زیبا از استاد ماهر پورعبیات ، مدرس آموزشگاه الهام بیابید.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب آهنگساز جنگ ستارگان کیست ؟ را از دست ندهید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً ده نکته مهم در هنگام خرید پیانو را بخوانید.

**[بیت اول]**
در میان برف‌ها می‌دویم
با آن سورتمه روباز و یک اسب
از میان دشت‌ها می‌گذریم
و همه راه را می‌خندیم
زنگوله‌های اسب به صدا درمی‌آیند
و دل‌ها را شاد می‌کنند
چه شادی می‌آورد در این شب
سواری کردن و ترانه سورتمه خواندن

**[کُر]**
صدای زنگوله‌ها، صدای زنگوله‌ها
همه‌جا این صدا می‌آید
آه، چه شادی می‌آورد سواری
با آن سورتمه روباز که یک اسب آن را می‌کشد، هی

صدای زنگوله‌ها، صدای زنگوله‌ها
همه‌جا این صدا می‌آید
آه، چه شادی می‌آورد سواری
با آن سورتمه روباز که یک اسب آن را می‌کشد

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره زندگینامه حسین گل‌گلاب،شاعر ترانه ای ایران بیابید.

**[بیت دوم]**
یکی دو روز پیش
به فکر سواری افتادم
ناگهان خانم فانی برایت
در کنارم نشست
اسب، لاغر و ناتوان بود
و بدبیاری همدم او به نظر می‌رسید
به یک توده برف رفت
و ما زمین‌خور شدیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن