معنی ضرب المثل ” بوقلمون صفت “

همان طور که میدانید، ضربالمثلها بخشی از فرهنگ و ادبیات ما هستند و هر کدام داستان و مفهومی پشت خود دارند. یکی از این ضربالمثلها، اصطلاح “بوقلمون صفت” است.
شاید برای شما این سوال پیش بیاید که بوقلمون چه ویژگی خاصی دارد که اسمش به یک صفت تبدیل شده است. اگر به رفتار بوقلمون نگاه کنید، متوجه خواهید شد که این پرنده رنگهای مختلف و متنوعی در پرهایش دارد و گاهی اوقات این رنگها تغییر میکنند.
در ادبیات فارسی، از عبارت “بوقلمون صفت” برای اشاره به افرادی استفاده میشود که در رفتار و عقاید خود ثبات ندارند. به عبارت سادهتر، این افراد مانند بوقلمون که رنگش عوض میکند، مرتباً نظر و موضع خود را تغییر میدهند. یک روز یک جور فکر میکنند و روز دیگر کاملاً برعکس آن را میگویند.
این ویژگی معمولاً به عنوان یک صفت منفی در نظر گرفته میشود، زیرا نشاندهنده عدم پایبندی به اصول و باورهای ثابت است. وقتی کسی را “بوقلمون صفت” مینامند، یعنی به او اعتماد کامل ندارند، چرا که ممکن است در موقعیتهای مختلف، رفتار و گفتار متفاوتی از خود نشان دهد و نتوان روی حرفش حساب کرد.
پس دفعه بعد که این ضربالمثل را شنیدید، به یاد بیاورید که اشاره به افرادی دارد که در رفتار و عقاید خود، ثبات و استواری ندارند و مانند بوقلمون، هر بار به رنگی درمیآیند.

در این نوشته میخواهیم با هم معنی یکی از ضربالمثلهای کهن و پرمعنی ایرانی آشنا شویم. در ادامه با ما همراه باشید.
ضرب المثل بوقلمون صفت کنایه از چیست؟
این اصطلاح برای کسانی به کار میرود که همیشه در حال تغییر موضع و رفتار خود هستند و با شرایط مختلف، رنگ عوض میکنند.
به افرادی گفته میشود که اصول ثابتی در زندگی ندارند و نمیتوان روی حرفها و قولهایشان حساب کرد.
به آدمهای دوچهره و ریاکار نیز بوقلمونصفت میگویند! (شاید به این خاطر که پرهای بوقلمون رنگهای گوناگونی دارد!!)
گاهی هم این عبارت به عنوان نوعی توهین و ناسزا استفاده میشود.
علاوه بر این، به پارچهها و فرشهای چندرنگ هم بوقلمون گفته میشود:
باد در سایه درختانش
گسترانیده فرش بوقلمون
همچنین عطار نیشابوری در مصرعی از شعرش سروده است:
چو بوقلمون به هر دم رنگ دیگر
◊ یعنی مثل بوقلمون، هر بار رنگ عوض میکنه!!
نمونه: فلانی بوقلمونصفت است با او به سفر نرو! او در همه حال فقط به فکر سود خودش است و در هر جمعی که باشد، خودش را شبیه آنها میکند و تو را که دوستش داری، کاملاً فراموش میکند. در یک کلام، نمیشود به او اعتماد کرد.




























