معنی کلمه Wiggle به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word wiggle
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Wiggle به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “تکان دادن” به حرکت کوچک و سریع از یک سمت به سمت دیگر اشاره دارد.
یک کرم خاکی بعد از طوفان، خودش را از خاک بیرون کشید.
پسر بچه با حرکت دادن گوشهایش همه را شگفتزده کرد. (او گوشهایش را جلو و عقب میبرد.)
میتوانی انگشتان پایت را تکان بدهی؟
آن خانم خودش را در یک لباس که بیست سال پیش میپوشید جا کرد.
پسر کوچولو دندان جلویش را حرکت داد و ناگهان از دهانش بیرون افتاد.
شکل صفت این کلمه “تکانخورنده” یا “لق” است.
او یک دندان جلویی لق دارد.
دندانش لق است.
یک پرنده یک کرم تکانخورنده را در دهان جوجهاش گذاشت.
لاستیک جلوی ماشین لق است. باید تعمیر شود.
یک استفاده رایج از کلمه “تکان” در کنار کلمه “فضا” است: “فضای تکان خوردن”. این اصطلاح به فضای اضافی و کافی برای راحت بودن اشاره دارد.
میشه لطفاً کمی جابهجا شی؟ من به فضای بیشتری برای تکان خوردن نیاز دارم.
این خانه برای هفت نفر خیلی کوچک است. ما به فضای بیشتری برای راحتی نیاز داریم.
این شلوار جین به اندازه کافی فضای راحت برای حرکت کردن ندارد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهی حروف الفبا» مراجعه کنید.














































