معنی ضرب المثل ” رطب خورده، منع رطب کی کند “

کسانی که خودشان کاری را انجام می‌دهند، چطور می‌توانند دیگران را از انجام آن کار منع کنند؟ این ضرب‌المثل دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد.

وقتی کسی خودش درگیر یک عمل نادرست است، حرفش برای劝阻 دیگران ارزشی ندارد. مثل این می‌ماند که فردی خودش خرما می‌خورد، اما سعی دارد به بقیه بگوید که خرما نخورید! چنین شخصی چطور می‌تواند روی دیگران تأثیر بگذارد؟

این مثل معمولاً در مورد افرادی به کار می‌رود که خودشان مرتکب خطایی می‌شوند، اما توقع دارند دیگران آن کار را انجام ندهند. در واقع، عمل آن‌ها با حرفشان در تضاد است و به همین دلیل، سخنشان اثرگذار نیست.

ضرب المثل رطب خورده منع رطب کی کند

در این نوشته، می‌خواهیم با هم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی ضرب المثل رطب خورده، منع رطب، کی کند

۱- یعنی وقتی خود شخصی کاری را انجام می‌دهد، حق ندارد دیگران را از انجام آن کار بازدارد.

۲- این ضرب‌المثل معمولاً برای افرادی به کار می‌رود که دیگران را پند می‌دهند و راهنمایی می‌کنند، اما در عمل خودشان مرتکب همان کاری می‌شوند که دیگران را از آن منع کرده‌اند! مانند دانشمندی که به حرف خود عمل نمی‌کند و مانند زنبوری است که عسلی ندارد. زیرا در چنین شرایطی، پند و اندرز دادن دیگران بی‌نتیجه خواهد بود.

داستان ضرب المثل

مادری نگران شده بود چون پسرش بیش از حد خرما می‌خورد و این کار به سلامتی او آسیب زده بود. او پسرش را نزد واعظی برد که در شهر معروف بود و از او کمک خواست.

مادر به واعظ گفت: پسرم هر روز مقدار زیادی خرما می‌خورد و این کار باعث شده بیمار شود. حرف‌های من روی او تأثیری ندارد؛ شاید شما بتوانید او را راهنمایی کنید.

واعظ کمی فکر کرد و سپس گفت: امروز نه، فردا بیایید تا مشکل را حل کنیم. مادر با تعجب پذیرفت و روز بعد دوباره با پسرش نزد واعظ بازگشت.

آن روز، واعظ پسر را نزدیک خود نشاند و با مهربانی به او گفت: عزیزم، سعی کن مدتی از خوردن خرما خودداری کنی، چون زیاده‌روی در آن برای بدن تو مضر است و باعث بیماری می‌شود. اگر مدتی مراقب خودت باشی، بهبود پیدا می‌کنی و بعد می‌توانی به اندازهٔ مناسب خرما بخوری.

پسر از رفتار محبت‌آمیز واعظ خوشش آمد و قول داد که تلاش کند کمتر خرما بخورد. او به واعظ گفت: حرف شما را بهتر از حرف مادرم می‌فهمم، چون او همیشه با عصبانیت سخن می‌گوید.

وقتی می‌خواستند خداحافظی کنند، مادر از واعظ پرسید: چرا دیروز این توصیه را نکردید و ما را به فردا موکول کردید؟ واعظ پاسخ داد: دلیلش این بود که دیروز خودم در حال خوردن خرما بودم! اگر کسی خودش کاری انجام دهد، چگونه می‌تواند دیگران را از انجام آن منع کند؟

 
پیشنهادی: ضرب المثل بیشتری بخوانید
اختصاصی-آرین لوتوس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن