معنی کلمه Swap به فارسی با چند مثال
What is definition, meaning and usage of word swap
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Swap به فارسی با مثالهای کاربردی
مبادله کردن یعنی چیزی را با چیز دیگری عوض کنیم. در این کار، افراد با هم توافق میکنند تا چیزهایی را که به نظرشان ارزش برابری دارند، با هم جابهجا کنند یا کاری کنند که هر دو طرف سود ببرند. گاهی ممکن است این مبادله کاملاً مساوی نباشد، اما وقتی دو نفر با هم توافق میکنند، یعنی هرکدام چیزی را میدهند تا چیز دیگری را به دست بیاورند.
تونی و لیکیشا آپارتمانهایشان را با هم عوض کردند. تونی از آپارتمان خودش بیرون آمد و به آپارتمان لیکیشا نقل مکان کرد. لیکیشا هم آپارتمان خود را ترک کرد و به آپارتمان تونی رفت. آنها این کار را انجام دادند چون هر دو به مکانی نزدیکتر به محل کارشان نیاز داشتند.
بعضی از کسانی که در جلسه حاضر بودند، آدرس ایمیلهایشان را با هم عوض کردند. آنها فکر میکردند که ارتباط داشتن در آینده میتواند برایشان مفید باشد.
گری و سامانتا با هم ازدواج کردهاند. آنها مرتب ماشینهایشان را با هم عوض میکنند تا در مصرف بنزین صرفهجویی کنند. وقتی گری باید مسافت طولانی رانندگی کند، ماشین شاسیبلند پر مصرف خود را با ماشین هیبریدی کممصرف همسرش عوض میکند.
بچههایی که ناهار از خانه به مدرسه میبرند، ممکن است غذایی را که دوست ندارند با غذایی که بیشتر میپسندند، از دوستانشان عوض کنند. مثلاً جفری ساندویچ کره بادامزمینی و مربایش را با ساندویچ بَنمیِ نگوین عوض کرد.
مدیران شرکتها هم معمولاً ایدههایشان را با هم به اشتراک میگذارند تا شرکتهایی که اداره میکنند، پیشرفت کنند.
میتوانید به یک بازار مبادله بروید و چیزهایی را که دیگر نیاز ندارید با چیزهای مورد علاقهتان عوض کنید.
صفحهکلید کامپیوترم خراب شد، برای همین آن را با صفحهکلید یک کامپیوتر دیگر که سالم بود، عوض کردم.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آرین لوتوس، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.














































