معنی ضرب المثل ” آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت “

این ضرب‌المثل داستان تلخی را در خود پنهان دارد. وقتی می‌گوییم “آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت”، در واقع به اتفاقی ناگوار اشاره می‌کنیم که همه چیز را به هم ریخته و دیگر نمی‌توان آن را به حالت اول بازگرداند.

در گذشته، ظروفی مانند سبو (کوزه آب) و پیمانه (لیوان یا ظرف اندازه‌گیری) از چیزهای باارزش و روزمره زندگی بودند. تصور کنید یک کوزه زیبا و یک پیمانه دقیق که همیشه با هم استفاده می‌شدند. اگر این کوزه می‌شکست و محتوای درون آن، مثل آب یا شیر، روی زمین می‌ریخت، دیگر هیچ کاری نمی‌شد کرد. نه کوزه را می‌توانستند دوباره سالم کنند، نه آنچه ریخته بود را می‌شد جمع آوری کرد.

این اتفاق، نمادی می‌شود از کارهایی که انجام شده و دیگر قابل برگشت نیستند. مثل حرف تندی که از دهانمان بیرون می‌پرد و دیگر نمی‌توانیم آن را پس بگیریم، یا فرصتی ارزشمند که از دست رفته و دیگر تکرار نمی‌شود. این مثل به ما یادآوری می‌کند که قبل از انجام هر کاری، خوب فکر کنیم، چون ممکن است نتیجه آن، مانند آن کوزه شکسته، برای همیشه باقی بماند.

معنی آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت

در این نوشته، با مفهوم و معنای واقعی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت چیست؟

آرزوهایت به باد رفت و در عمل شکست خوردی.

منظور از سبو: یک کوزه گلی بزرگ بود که برای نگهداری چیزهایی مثل آب، روغن یا شراب از آن استفاده می‌شد.

این ضرب‌المثل برای کسی به کار می‌رود که همیشه در حال رویاپردازی برای رسیدن به اهدافش است، اما هیچ کار مفیدی برای به دست آوردن آنها انجام نمی‌دهد.

روزی روزگاری، در یک شهر کوچک، مرد فقیر و ناتوانی کنار مرد تاجر پولداری زندگی می‌کرد. تاجر مهربان هر ماه مقداری روغن و خوراکی به همسایه نیازمندش می‌داد. مرد فقیر فقط بخش کوچکی از روغن را استفاده می‌کرد و بقیه را در کوزه بزرگش، یعنی سبو، ذخیره می‌کرد.

ماه‌ها گذشت تا اینکه سبو کاملاً از روغن پر شد. یک روز مرد فقیر کنار سبو نشست و شروع کرد به خیال‌پردازی: “اگر این همه روغن را بفروشم، پول خوبی به دست می‌آورم. بعد می‌توانم ازدواج کنم و بچه‌های زیادی داشته باشم. همه آن‌ها را به مدرسه می‌فرستم تا درس بخوانند و در آینده شغل‌های خوبی پیدا کنند و…”.

آنقدر در رویاهایش غرق شده بود که ناگهان عصایش به سبو برخورد کرد. کوزه واژگون شد و همه روغن‌ها روی زمین ریخت. در یک لحظه، تمام آرزوهایش نابود شد.

پیشنهادی: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید.

اختصاصی-آرین لوتوس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن